{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت

پارت ۲۹
ویو جلسه ی فردا/
جیمین: میریم هتل و دو روز دیگه عملیات داریم
ا.ت:رفتیم گوانگجو تا روز عملیات میتونید خوش بگذرونید
جیمین:آره
افراد ا.ت:واو چشم رئیس
ا.ت:خیل خب راه میوفتیم
وسایلشون رو جمع کردن و سوار ماشینشون شدن و به سمت گوانگجو راه افتادن..
[ ا.ت و جیمین باهم توی یک ماشین بودن و راننده جیمینه]

ویو ماشین ا.ت و جیمین/
ا.ت:سرش رو به پنجره تکیه داده بود و به جاده چشم دوخته بود و جیمین هم داشت رانندگی میکرد.
"گوشی جیمین زنگ میخوره"
جیمین:گوشیو میده به ا.ت
ا.ت:این چیه؟
جیمین:خودت جواب بده
ا.ت:ب...باشه
ا.ت:امم..الو؟
تهیونگ از پشت تلفن داد میزنه و باعث میشه ا.ت گوشیش رو از گوشش دور کنه و جیمین بخنده
ا.ت:چته تهیونگ گوشم درد گرفت(اعتراض)
تهیونگ:یاااااا شما دوتا چیکار میکنین؟
ا.ت:مشخصه من ساکتم و جیمین هم رانندگی میکنه
تهیونگ:جیمین شی درست میگه؟
جیمین:صد البته
ا.ت:وای تهیونگ تمومش کن حوصله ندارم
تهیونگ:یااا ا.ت ب...
ا.ت:گوشیو قطع کرد و گذاشت روی صندلی ماشین و گوشی خودش رو برداشت و ارپاد گذاشت روی گوشش و به بیرون نگاه میکرد(آهنگ مورد علاقه ی شما رو گوش میداد)

ادامه دارد...
دیدگاه ها (۰)

پارت ۳۰ویو شب توی ماشین ا.ت و جیمین/ا.ت:هی جیمین بزن کنارجیم...

پارت ۳۱{ بعد یک ساعت در شهر گوانگجو}ا.ت:جیمین آدرس هتل رو بگ...

پارت ۲۸جیمین:هی چقدر قهوه میخوریا.ت:بدنم کافئین نیاز داره مُ...

پارت [5]از دید راوی:خلاصه که رفت بالا بعد در حال عوض کردن لب...

سناریو درخواستی BTS

Part 14ا،ت ویو رفتم در و وا کردم و دیدم داخلش کلی لباس هست ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط