{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

روزها با فکر او دیوانه‌ام، شب بیشتر

روزها با فکر او دیوانه‌ام، شب بیشتر
هر دو دلتنگ همیم، اما من اغلب بیشتر

باد می‌گوید که او آشفته گیسو دیدنی‌ست
شانه می‌گوید که با موی مرتب بیشتر

تا مرا بوسید گفتم: آه ترکم کن، برو
عمق هذیان می‌شود با سوزش تب بیشتر

حرف‌هایش از نوازش‌های او شیرین‌تر است
از هر انگشتش هنر می‌ریزد از لب، بیشتر

یک اتاق و لقمه‌ای نان و کمی آغوش او
من چه می‌خواهم مگر از این مکعب بیشت


ر
دیدگاه ها (۸)

💫 💫 💫 عشــــــــقمانندِ دختر بچه ایست کهڪفش ھاے پاشنہ بلندِ ...

عشــــــــــــــق یعنےآخـــــرین فڪـــــر قبل از خوابیــــدن...

🍂 قشلاق و ییلاق🍂 سرش نمیشود🍂 به مـــــا ڪه🍂 رسیـــــــــد🍂 ا...

این منم، خسته در این کلـــبۀ تنگجـسم جامانده ام از روح جداست...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط