در میان خاطراتم با تو خلوت می کنم

در میان خاطراتم با تو خلوت می کنم
بی قرار و بی صدا از عشق صحبت می کنم

رو به قبله می نشینم ، قبله ی چشمان تو
آه را در سینه ی داغم تلاوت می کنم

بی تو لبریز تمنای شقایق می شوم
دشت احساس و نگاهت را زیارت می کنم

در حضور آسمان و بستر رنگین کمان
حق رنگ چشم شب را من رعایت می کنم

هر چه دارم می سپارم باز امشب دست تو
باز هم یاد تو را غرق خجالت می کنم
دیدگاه ها (۱۶)

دلتنگم... دلتنگی‌هایم را لبِ جوی می‌برم می‌نشینم ،شعر می‌...

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

اسم فیک = "محو اقیانوس نگاهت"پارت "37""ویو جئون آنجلینا"هنوز...

«دیروز، دوباره عاشقت شدم. آن‌قدر زیبا بودی که بارها خواستم ب...

### پارت پنجم: «ورود به عمارتِ سایه‌ها»با بیرون آمدنِ تینا و...

𝐎𝐧𝐥𝐲 𝐘𝐨𝐮 \ part² "توصیف در یک جمله:حقیقت و طوفانِ محبت"تهیون...

پیمان نقره ای

تک پارتی از جیکغروب بود و پارک تقریباً خلوت شده بود. تو و جی...

سناریو: ماه سرخ

Like Swan 🦢#like_swan𝑃𝑇25ویو هویج:حیاط هنوز شلوغ بود. اما بر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط