{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ايستادن اجبار كوه بود

ايستادن اجبار كوه بود
رفتن سر نوشت آب
افتادن تقدير برگ
و صبر پاداش آدمي
پس بي هيچ پاداش حراج محبت كنيم كه همه ما فقط "خاطره ايم
دیدگاه ها (۳)

بخونید واقعا جالبه ⚪

ﮔﺮﮔﯽ ﮐﻪ ﺍﺳﺘﺨﻮﺍﻧﯽ ﺩﺭ ﮔﻠﻮﯾﺶ ﮔﯿﺮ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩ ﺑه دﻧﺒﺎﻝ ﮐﺴﯽ ﻣﯿﮕﺸﺖ ﮐﻪ...

هرصبح،پلکهایت،فصل جدیدی از زندگی را ورق می زند،سطر اول همیشه...

نزدیک پاییز است

«رایحه پنهان»صبح‌ها، جونگ‌هیون همیشه قبل از بقیه بیدار می‌شد...

No like ...نه میشد گفت کوه بودند ...نه میشد بگم تپه بودند ....

در روزگاری که آینه‌ها هم گاهی غبارِ خودخواهی را پس نمی‌دهند،...

پارت پنج بعد از چند ساعت تمرین سخت و نفس‌گیر، بالاخره مربی ا...

I can be myself with himPart¹⁰¹هنوز شروع نکرده بودیم،که تهیو...

The Queen of My Heart ❤️👑(ملکه قلب من)پارت ۳۸ ویو لیا ـنور ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط