د
𝐌𝐲 𝐝𝐚𝐝𝐝𝐲د🍷
پارت : ۱۳
پرش به سه روز بعد...
ویو ا.ت
انقدر اون اردو خوب بود که وسط اردو مدیرو راضی کردم که بیام خونه وگرنه خودمو میکشم و خوشبختانه قبل از اینکه بگم خودمو میکشم و فک کنه روانیم راضی شد...الان سه روزه کامل با خودم خلوت کردم انقدر بد بود که دوس دارم هنوز تکرار بشه ( خواهرم خود درگیری داری؟ ) الان از بخت بدم باید برم دانشگاه چون بچه ها دیروز اومدن الان دم در خونمم و منتظر اون منگلم
& : سلام پشمک ژونممم من اومدم
+ : انقدر دیر اومدی زیر پام شکلات سبز شد
یواشکی شکلاتی که براش خریده بودمو انداختم زمین
+ : نگا زمین کن
شکلاتو دید سریع برش داشت
& : پشمککک جادو کردی اول صبحی با یه جادوگر ملاقات کردممم
+ : خوشبحالت ( تاسف )
& : برا چی ؟
+ : چون اسکلی... اسکلا چون عقل ندارن همیشه خوشحالن ( خنده )
& : فرار کن اگه گیرت بیارم خاکت میکنممم ( خنده.داد )
منم سریع دوییدم انقدر سریع که تو چند دقیقه رسیدم دانشگاه...سریع رفتم تو کلاس چون اون منگل تو کلاس کاری باهام نداره...نشستم سر جام
& : ا.تتت گیرت اوردمممم
مثل اینکه اشتباه کردم...خونسرد نشستم سرجام بورام اومد بالاسرم
& : گفتم خاکت میکنما انقدر خونسردیییی اصلا بیخیال شوکولات ارزشش بیشتره
شکلاتو باز کردو خورد
+ : یه وقت خفه نشی
& : یه اسکل هیچوقت با شکلات خفه نمیشه اینو بدون
+ : حالا خوبه خودتم قبول داری اسکلی ( خنده )
استاد وارد کلاس شد و درسو شروع کرد
چهل مین بعد...
از بلندگو اعلام کردن وقت نهاره پس منو بورام با نهایت سرعت رفتیم کافه ی دانشگاه... یه چیز کیک خریدم بورام هم یه همبرگر خرید...میخواستم از اون کیک خوشمزه بخورم که لانا وارد شد
ادمه دارد...
پارت : ۱۳
پرش به سه روز بعد...
ویو ا.ت
انقدر اون اردو خوب بود که وسط اردو مدیرو راضی کردم که بیام خونه وگرنه خودمو میکشم و خوشبختانه قبل از اینکه بگم خودمو میکشم و فک کنه روانیم راضی شد...الان سه روزه کامل با خودم خلوت کردم انقدر بد بود که دوس دارم هنوز تکرار بشه ( خواهرم خود درگیری داری؟ ) الان از بخت بدم باید برم دانشگاه چون بچه ها دیروز اومدن الان دم در خونمم و منتظر اون منگلم
& : سلام پشمک ژونممم من اومدم
+ : انقدر دیر اومدی زیر پام شکلات سبز شد
یواشکی شکلاتی که براش خریده بودمو انداختم زمین
+ : نگا زمین کن
شکلاتو دید سریع برش داشت
& : پشمککک جادو کردی اول صبحی با یه جادوگر ملاقات کردممم
+ : خوشبحالت ( تاسف )
& : برا چی ؟
+ : چون اسکلی... اسکلا چون عقل ندارن همیشه خوشحالن ( خنده )
& : فرار کن اگه گیرت بیارم خاکت میکنممم ( خنده.داد )
منم سریع دوییدم انقدر سریع که تو چند دقیقه رسیدم دانشگاه...سریع رفتم تو کلاس چون اون منگل تو کلاس کاری باهام نداره...نشستم سر جام
& : ا.تتت گیرت اوردمممم
مثل اینکه اشتباه کردم...خونسرد نشستم سرجام بورام اومد بالاسرم
& : گفتم خاکت میکنما انقدر خونسردیییی اصلا بیخیال شوکولات ارزشش بیشتره
شکلاتو باز کردو خورد
+ : یه وقت خفه نشی
& : یه اسکل هیچوقت با شکلات خفه نمیشه اینو بدون
+ : حالا خوبه خودتم قبول داری اسکلی ( خنده )
استاد وارد کلاس شد و درسو شروع کرد
چهل مین بعد...
از بلندگو اعلام کردن وقت نهاره پس منو بورام با نهایت سرعت رفتیم کافه ی دانشگاه... یه چیز کیک خریدم بورام هم یه همبرگر خرید...میخواستم از اون کیک خوشمزه بخورم که لانا وارد شد
ادمه دارد...
- ۲.۲k
- ۱۷ دی ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط