{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

برادر خوانده

{برادر خوانده}
part:20

(توجه داشته باشین که چون ژانر امگاورس هست بچه زودتر رشد می‌کنه)

"جونگ‌کوک مشغول دادن شیر به مین سو بود(شیشه شیر)و تهیونگ هم سره کار بود"

-گوگولییی!

"که زنگ در خورد و مین سو رو توی تختش گذاشت و از چشمی در نگاهی کرد ولی هیچکس نبود...یکم ترسید و در و قفل کرد و رفت پیش مین سو..شماره جیمین و گرفت"

×الو؟!

-سلام جیمین خوبی؟

×آره خوبم..چطور؟!

-میشه بیای اینجا؟!

×باشه الان میام

"جیمین آماده شد و به سمت عمارت جونگ‌کوک و تهیونگ راه افتاد و کمی بعد رسید"

«تق تق»

"از چشمی در نگاهی کرد و با دیدن جیمین نفس راحتی کشید"

-بیا تو

×سلام کوک خوبی؟!چرا رنگت پریده؟

-هیچی مهم نیست بیا داخل

"جیمین رفت داخل و جونگ‌کوک دوباره در و قفل کرد"

×ولی من مطمئنم خوب نیستی خب بگو چیشده؟!

-یکی در و زد و رفتم دیدم کسی نبود و ترسیدم رقیب های تهیونگ باشن برای همین گفتم بیای تنها نباشم

×اوه...مین سو خوبه؟!

-آره خوبه میخوای ببینیش؟!

×آره!(ذوق)

"جونگ‌کوک رفت اتاق مین سو و اون بغل کرد و آوردش پیش خودشون هم میترسید تنها بمونه و هم میخواست جیمین ببینتش"

×خیلی شبیه توىٔه جونگ‌کوک

-اوهوم..

"جیمین و جونگ‌کوک مشغول حرف زدن شدن که ناگهان صدای شکستن شیشه به گوش خورد و با ترس به سمت اتاق رفتن که ناگهان سوزشی توی گردنشون حس کردن"

؟:رىٔیس اون بچه رو هم میخواد؟!

؟:نمی‌دونم...ولش کن ما باید این دوتا رو ببریم نه اون بچه!

؟:اوکی پس من این مو مشکی(جونگ‌کوک)و میارم تو هم اون مو بلونده(جیمین)

؟:باشه

"اون دو فرد ناشناس جونگ‌کوک و جیمین و بغل کردن و بردنشون..."

~~~~~~~

ویکتور صحبت می‌کنه:خب از اونجایی که ۴۰۰ تایی شدیم یه پارت هدیه دادم✨با اینکه شرط ها نرسیده بود😔

شرایط↓
لایک:۹۰
کامنت:۹۵

#فیک_تهکوک #تهیونگ #جونگ‌کوک
دیدگاه ها (۴۰)

سلام بچه ها خوبین؟خواستم بگم مرسی که من و ۴۰۰ تایی کردین هیچ...

سیسی حمایت بشه رفیقمه و از تهکوک فیک می‌نویسه🌟https://wisgoo...

خون و مخملPart=۱۲---☕ کافه هونگده – ساعت ۶ عصرمین-سو تنها وا...

خون ومخملPart=۱۳عمارت – شبجیمین دم در منتظر بود. مین-سو پیاد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط