{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مافیا عاشق

مافیا عاشق
پارت10
ویو کوک:
لبام رو رو لب ات گذاشتم و تو بغلم گرفتم و گذاشتم رو تخت پیراهنم رو در اوردم و هی ات میگفت
ات: درد داره کوک ترو خدا نکن
کوک: سعی کن جیغ نکشی باشه برای20راند اماده باش
ات: نه تورو خدا 10راند فردا 10ديگه رو بره
کوک: باشه ولی جیغ نمیکشی
ویو ات:
کوک پیراهنشو در اورد و اومد روم نشست لبمو رو لبش کذاشت و مک زد منم چاره ای نداشتم و همراهی کردم بعد۳۴مین بعد جدا شد و گردنم و مک زد انقدر مک زد که قرمز شد و یک پایین رفت و شکمم و بوسید و مک زد من هم تحمل کردم و گفت
کوک: پسرم و انقدر تا تح میبرم که 100قلو به دنیا بیاری
ات: من تحمل ندارم بسه
ویو ات:
شروع به مک زد تو شکمم و گفتم
ات: اههههـــــــــــــــــ بسه. اهـــــــــــــــــــــــــــــــم
کوک: الان هیج 1راند نشده تو التماس کردی
ات: اهههــــــــــــــــــــــ
ویو ات:
پایین تر رفت و دکمه شلوارم رو باز کرد و مال خودشو در اورد
کوک: اجازه هست پسرم وارد سوراخ تنگت شود
ات:( سری به علامت اره)
ویو ات:
حس کردم یه چیز وارد بدنم شد و تلمبه زدن کرد
ات: اههههه بسههههههه
بعد 10راند
کوک:الان دیگه باید 100قلو باشن🤣
پرش به زمان فردا صبح:
دیدگاه ها (۰)

سناریو: وقتی بهشون میگی: کوچولونامجون: عزیزم قد من ۱۸۲عه بعد...

مافیا عاشق پارت 11پرش به زمان فردا صبح: ویو ات: بیدار شدم ا...

مافیا عاشق پارت9اونم تصادفی شدات: من خواب بودم که یک دفعه بل...

part41 عشق پنهان《ویو ات》با صدای جونگ کوک بیدار شدم جونگ کوک:...

ظ۴ پارتی از کوک ویو کوک ات خیلی مست بود بردمش داخل اتاق خودش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط