{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مافیا عاشق

مافیا عاشق
پارت9
اونم تصادفی شد
ات: من خواب بودم که یک دفعه بلند شدم کوک اومد بوسم کرد
پرش به زمان شب:
ویو کوک:
با ات دراز کشیده بودم که گفتم
کوک: ات تو یه دوست پسر داری اونم تو عمل
ات: ب.. ب.. خ.. ش.. ی... د..(باترس)
کوک: چون دروغ گفتی تنبیهت میکنم الان اونم..
با قرار دادن لب ات رو لب من حرفم مونده موند
بهد 12مین بعد ات جدا شد گفت
ات: میشه وقتی خونه خریدیم تنبیه کنی🥺
کوک: نچ
ات: باشه
ویو ات:
کوک اومد نزدیک من عقب عقب که یمدفعه به دیوار خوردم
کوک: نمیتونی از من فرار کنی
اومد منو به دیوار چسبوند منم انقدر کوچکم از وسط پاش فرار کردم😝
ات: من میتونم فرار کنم 😝
کوک: عه
ویو کوک:
دویدم پشت ات رو بگیرم اونم دور تخت میدپی یه لحظه وایسادم گرفتم
کوک: دیدی گرفتمت
ات: بسه ولم کن
ویوکوک
کوک لبم رو..
دیدگاه ها (۰)

مافیا عاشقپارت10ویو کوک: لبام رو رو لب ات گذاشتم و تو بغلم گ...

مافیا عاشق پارت 8م. ات. پ. ات: خداحافظویو کوک: رفتم عمارت چو...

برای83شدنمون وید یو طولانی گذاشتم

part49 عشق پنهان《ویو ات》رفتم توی اتاقم و رو تخت دراز کشیدم ک...

شب تولدم پارت24 جونگ کوک: باشه باشه (خنده) ویو کوک: رفتم سمت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط