{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت

پارت 22

ا.ت
باهم رفتیم داخل
(علامت رئیس کمپانی=)
=: سلام خوش آمدید
ا.ت: سلام
=: خب باید این فرم رو پر کنید
ا.ت: بله
فرم رو پر کردم
=: خب باید بریم برا عکس برداری
ا.ت: باشه
=: راستی آقا شما نمیتونید برید
کوک: چرا
=:نمیشه فقط باید خوده مدل باشه
کوک: باشه ا.ت من بیرون منتظرتم
=: نه ا.ت تا هفته دیگه باید پیشمون باشه
کوک: چرا
=: باید هنوز چندتا چیز یاد بگیره بعد اگه یه اتاق هم میخواد باید هزینه رو بدی
ا.ت: چی هزینه باید بدم
کوک: بفرمایید اینم هزینه
ا.ت: نه
کوک:ا.ت چیزی نگو من رفتم
ا.ت: باشه خدانگهدار
کوک: خدانگهدار
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
چهار روز بعد
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کوک
جینز: امروز رئیس کمپانی بهم
زنگ زد گفت امروز میتونید بیاید برای حمایت از ا.ت
جیرو: خب من که کار دارم نمیتونم جینز خودتو جینا برید
کوک: منم میاما
جینز: تو نه
کوک: چرا
جینز:دوباره اونجا مثل سگ و گربه رو هم میپرید

#کوک
#فیک
#سناریو
دیدگاه ها (۰)

پارت 23جینز: منم نمیتونم بیامکوک: چرا مثلا مگه خودتون اون کا...

پارت 24کوکا.ت: الان کجا میخوای بریکوک: هر جا که بگیا.ت: میتو...

پارت 21پسر:میخواین بریم یکم کوک: چه غلطی کنینپسره دستمو گرفت...

واقعا چه زود میگذره یادم رفت بگم ۵۰۰تایی شدنمون مبارک مرسی م...

love in the dark②⑧یک هفته بعد (شب) داشتم تلویزیون میدیدم که ...

#سخت ترین انتخاب شخصیت ها ا/ت . +سولی.¥تهیونگ_ جانگ‌ کوک×خلا...

Love in the dark①⑧چانهی: جانما/ت: الو داداش چانهی: جان چیشده...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط