{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یه شب که خیلی دلتنگش بودم بالشمو بغل کرده بودم

یه شب که خیلی دلتنگش بودم بالشمو بغل کرده بودم
داشتم خاطرات مونو مرور میکردم..
با خودم گفتم الان با کیه؟؟ کجاس؟چی پوشیده؟
به عکساش خیره شدم...
دیدم پیام دارم...نگاه کردم ،خواستم نخونده پاک کنم چون حوصله ی هیچکی و نداشتم...
اما تا چشمم به فرستنده خورد درجا خشکم زد..
چندبار اسمشو خوندم....
تمام خاطراتش اومد جلو چشمم....
حتی آخرین حرفش که بهم گفت هررررررررری..........
خواستم پاک کنم اما چشمم به متنش افتاد...
نوشته بود «دوست دارم دیوونه».....
لحنش مثل همون موقعا بود.....
با این حرفش تمام گذشته رو فراموش کردم ...
نوشتم «منم دوست دارم عشقم»
با لبخند اومدم دکمه ی ارسال و بزنم..

.
.
.
.
نوشت «ببخشید اشتباه شد».
سلامتی اونی که خیلی وقته رفته اما هنوزم...........
دیدگاه ها (۶)

..

❤❤❤

دنبـــــــال کسی نیستم که وقتــــی میگم میــــرم بگه:نـــــر...

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part74صدای تخس وشاد سعید از پشت گوشی اومدسعید...

فیک کوک فصل ²پارت²ولی اینبار گریه هاش از روی خوشحالی بود نه ...

★彡   Part 69 彡★ دهنم باز موند.یه لحظه به معنای واقعی کلمه هن...

𓂃 ࣪˖ ִֶָ 🪖 ִֶָ ˖ ࣪𓂃 وقتی میخواد بره سربازی ...⛓️‍💥💚 ╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓...

فرشته های من اومدم خودمو معرفی کنم... اگه نخونی قهرم.. ببینی...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 148♡⁠。⁠)⁩کالسکه...

داستان زندگی منپارت:21+از پاساژ بیرون آمدیم از بچه ها خداحاف...

Iove and the moonPart16ویو کوک الان چون زنمه باید به حرفش گ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط