{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پاییز از حوالی حوصله ات که بگذرد

پاییز از حوالی حوصله ات که بگذرد
من زرد می شوم
و تا کفش های رفتنت جفت می شود
غریب می مانم
و نیلوفرانه دوستت دارم
نه مثل مردمی که عشق را از روی غریزه نشخوار می کنند
من درست مثل خودم
هنوز و همیشه
دوستت دارم
دیدگاه ها (۴)

تاریکی اتاقم شکسته می شود با نوری ضعیف…لرزشی روی میز کنار تخ...

درکلاس عاشقی عباس غوغا میکنددردل هرعاشقی عباس مأوامیکندهرکس ...

دل زمزمه می‌کرد ، هلاکش کردندبا تیغِ برهنه چاک چاکش کردنددل ...

فکر کردی همیشه هستم. فکر کردی هر وقت برگردی، همان منم با هما...

بـرای تویـی که تنهایی هایمــ پر از یاد توستــ …بـرای تویـی ک...

پارت سوم_جایی میان ما تهیونگ تا صبح نتوانست بخوابد.حرف‌های م...

دنیا برایش متوقف شد.لب‌هایش لرزید.— «نه...»صدایش شکست.— «نه،...

𝐎𝐧𝐥𝐲 𝐘𝐨𝐮 \ part¹ "توصیف در یک جمله:آن ظهره شوم" آت از ساعت ۸...

کیستی که من جز او نمی بینم و نمیابمدریای کدام پشت پنجره ای؟ک...

ات هنوز دست کوک را رها نکرده بود.نسیم آرامی میان درخت‌های با...

Like Swan 🦢#like_swan𝑃𝑇25ویو هویج:حیاط هنوز شلوغ بود. اما بر...

چند پارتی تهیونگ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط