{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فرشته از خدا پرسید:

فرشته از خدا پرسید:
چرا به باران فرمان بارش نمیدهید, دستان مردمان برای باریدن باران به سویت بلند شده؟

خدا به گوشه ای از زمین اشاره کرد کودکی در کنار مادر و برادر بیمارش مشغول بازی بود در خانه ای که سقف نداشت!

خداوند فرمود من به دعای آن کودک بارش باران و سرما را در زمستان امسال متوقف کرده ام..

تا آن دست ها سقفی برای خانه کودک نسازند باران, اجازه باریدن نخواهد داشت

آری به راستی شاید گرمای زمستان امسال به خاطر دعای کودکی با خانه ای بی سقف باشد..

اندیشه کن ای انسان
دیدگاه ها (۸)

در یکی از روزها پیغمبر اسلام (ص) به اصحاب خویش ‍ فرمود: آیا ...

آدم‌ها زندگی می‌کنند… انسان‌ها زیبا زندگی می‌کنند !آدم‌ها می...

نيـــــمــــﮧ شبـــــے خواهـــــــــم رفــــت،ازدنيايـــــے ...

دوستی می گفت: چند وقت پیش با پدر و مادرم رفته بودیم رستوران ...

سیره پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله (۲)

p24

مرگ در اغوش معشوقه خود

پیوند خون و اختیارپارت ۱ | شبی که سرنوشت نوشته شدباران آرام ...

پیوند خون و اختیارپارت ۵ | اعتمادی که ترک برداشتباران شدیدی ...

پارت:²صبح، با صدای باز شدن پرده‌ها آغاز نشد؛ با صدای باران آ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط