من از چه چیز تو ای زندگی کنم پرهیز..
من از چه چیز تو ای زندگی کنم پرهیز..
که انعطاف تو یکسان نشسته در هر چیز..
..
تفاهمی است , میان من و تو و گل سرخ..
رفاقتی است , میان تو و من و پاییز..
..
به فصل فصل تو معتادم , ای مخدر من !
به جوی تشنه ی رگهای من , بریز , بریز..
..
نه آب و خاک - که آتش - که باد- می داند..
چه صادقانه تو با من نشسته ای , من نیز..
..
اسیر سحر کلام توام, بگو: بنشین..
مطیع برق پیام توام , بگو: برخیز..
..
مرا به وسعت پروازت ای پرنده مخوان..
که وا نمی شود این قفل با کلید گریز.
که انعطاف تو یکسان نشسته در هر چیز..
..
تفاهمی است , میان من و تو و گل سرخ..
رفاقتی است , میان تو و من و پاییز..
..
به فصل فصل تو معتادم , ای مخدر من !
به جوی تشنه ی رگهای من , بریز , بریز..
..
نه آب و خاک - که آتش - که باد- می داند..
چه صادقانه تو با من نشسته ای , من نیز..
..
اسیر سحر کلام توام, بگو: بنشین..
مطیع برق پیام توام , بگو: برخیز..
..
مرا به وسعت پروازت ای پرنده مخوان..
که وا نمی شود این قفل با کلید گریز.
- ۱.۴k
- ۲۱ آذر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط