{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من از چه چیز تو ای زندگی کنم پرهیز

من از چه چیز تو ای زندگی کنم پرهیز
که انعطاف تو، یکسان نشسته در هر چیز

تفاهمی است میان من و تو و گل سرخ
رفاقتی است میان من و تو و پاییز

به فصل فصل تو معتادم ای مخدر من
به جوی تشنه ی رگ های من بریز بریز

نه آب و خاک، که آتش، که باد می داند
چه صادقانه تو با من نشسته ای-من نیز

اسیر سحر کلام توام، بگو بنشین
مطیع برق پیام توام، بگو برخیز

مرا به وسعت پروازت ای پرنده مخوان
که وا نمی شود این قفل با کلید گریز
دیدگاه ها (۲)

نمیدانم چرا؟ اما تو را هرجا که می بینم کسی انگار می خواهد ز ...

من راز نگاهت را از اینه پرسیدم چشمان نجیبت را از دور پ...

تو را آن گونه می‌خواهم که باغی باغبانش را شبیه مادر پیری که ...

من شبیه کوهم امّا از وسط تا خورده ام تو تصوّر می کنی چوبِ خد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط