{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

😭🥹😖

😭🥹😖
ممنونم تا اینجا همایتم کردیننن
ممنون صبح که کارمو شروع کردم فکر نمیکردم اینتوری شه ممنون تاحالا تا این حد حس خوبی نداشتم ممنونم دوستون دارم
دیدگاه ها (۱)

بکی:خوب پس چی میگی دامیان: دلم براش سوخت۳ ماه بعد: آنیا تو خ...

آنیا: من هم اتاقیت هستم دامیان: چی داستان چیه هاااآنیا: خوب ...

حیاط جکس‌و مایکی دوتا دستامو گرفتن و به صندلی بستنم بنچ شیش...

بعد رفتن مدیر دامیان بکی‌و جکس مایکی امدن سمتم .جکس : هوی بب...

قشنگای من

نا-یانگ: صادقانه بگم، من با کمی استرس به اینجا آمدم... اما ب...

این سه سال خیلی بهم خوش گذشت خاطراتی که باهم ساختیم و زمانی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط