part
part 11
منم شروع کردم .....
خوشمزه بود ....
بعد از اینکه نصف بشقابو خوردم احساس ترکیدن داشتم ،
میخواستم پاشم برم دست شویی
که همون موقع یوری
یوری : میگم ا.ت واسم یه جام شامپاین واسه ی من بریزی ( لبخند مزحککککک )
ا.ت : خوب ....آره
نمیشد که بگم نه به هر حال مهمون ما هستن باید بریزم واسش
شامپاین رو ورداشتم و خیلی آروم ریختم تو جانش تا پر شد
یوری : کومایوو
ا.ت :هوم ( لبخند )
ازینکه بهش لبخند بزنم متنفر بودم
.
.
.
یوری شامپاین رو ورداشت و سمت دهنش برد
یهو دیدم که یه لبخند شیطانی زد و شامپاین رو خالی کرد رو لباسش
یوری : واییی ( جیغ )
وایی خیلی بد بود کل میز شده بود شامپاین
هایون :اومو (ساری ولی دلم هوس کره ای کرد )
باید بری لباستو عوض کنی وگرنه سرما میخوری
یونگی : آره الان لک میگیره برو
یوری : باش فقط
یکی بیاد کمکم
هه یونگ : خوب میخوای
ا.ت بیاد ؟
از همون چش غره های معروف و ترسناکم زدم
اونم گرخید
هه یونگ : خ....خ..خوب
پس کی میره ؟
همه برگشتن سمت تهیونگ و نگاش کردن
تهیونگ : چی م...من ؟
خو...ب باشه
اوکی برو
ا.ت : خوب چرا کوک نمیره
هرچی دنبال کوک گشتم نبود رفته بود حساب کنه و خسارت بده
ا.ت : اوکی برو
.
.
.
.
( ویو تهیونگ )
خوب من باید کمک یه دختر کنم؟
وای نه !
اصلا عادت ندارم
ایشش
.
.
.
رفتن سمت دستشویی
(ویو یوری )
الان بهترین وقته که مخشو بزنم ایول .....
یوری : باید لباسو در بیارم
تهیونگ سرشو از اونوری کرد و
...
تهیونگ : اوکی فقط زودباش من نمیبینم
یوری : اوکی
لباسشو در آورد و خیسش کرد
و روپوششو میخواست بپوشه که یهو روپوش رو انداخت تو دستشور و آب رو روش باز کرد
یوری : وایی !
تهیونگ : چ...چی...شد ؟
یوری : حالا چیکار کنم ؟
تهیونگ سرشو برگردوند ببینه چیشده دید که یوری لخته و دستشو گذاشت رو چشماش
یوری : یا ...
نیازی نیس اینطوری کنی
نزدیک تهیونگ شد
و ....
یوری : یاااا ! یه سوال بپرسم
تهیونگ : ب....ب...بپرس
یوری : اوممم ...تو عاشق من نشدی احتمالا
تهیونگ : ن....نه
من عاشق تو نیستم چرا باید اصلا عاشقت باشم تو دوست دختر بهترین دوستمی
یوری : اه هاهاهاها ( بچه ها چجوری میخندن ازین خنده شیطانی ها من بلد نیستم 😅)
یااااا !
من و تو خیلی بیشتر بهم میآییم نه ؟
تهیونگ : چی ؟
یوری : تو استاندارد هات خیلی بالائه به درد ا.ت نمیخوری نه
ننم به درد کوک نمیخورم
بیا باهم باشیم
تهیونگ : یااااا
در مورد ا.ت چرت نگو
یوری : ا.ت یه آدم شکست خوردس
یه بازنده
اون هر لحظه ممکنه زندگی خودشو تموم کنه
اگ بمیره افسرده میشی ها
تهیونگ : یااااااا!!
یوری : اون نباید عاشق بشه
اون وقتی عاشق میشه
همیشه عشقش ولش میکنه یا بهش خیانت میکنه
تهیونگ : چی؟؟
یوری ...
منم شروع کردم .....
خوشمزه بود ....
بعد از اینکه نصف بشقابو خوردم احساس ترکیدن داشتم ،
میخواستم پاشم برم دست شویی
که همون موقع یوری
یوری : میگم ا.ت واسم یه جام شامپاین واسه ی من بریزی ( لبخند مزحککککک )
ا.ت : خوب ....آره
نمیشد که بگم نه به هر حال مهمون ما هستن باید بریزم واسش
شامپاین رو ورداشتم و خیلی آروم ریختم تو جانش تا پر شد
یوری : کومایوو
ا.ت :هوم ( لبخند )
ازینکه بهش لبخند بزنم متنفر بودم
.
.
.
یوری شامپاین رو ورداشت و سمت دهنش برد
یهو دیدم که یه لبخند شیطانی زد و شامپاین رو خالی کرد رو لباسش
یوری : واییی ( جیغ )
وایی خیلی بد بود کل میز شده بود شامپاین
هایون :اومو (ساری ولی دلم هوس کره ای کرد )
باید بری لباستو عوض کنی وگرنه سرما میخوری
یونگی : آره الان لک میگیره برو
یوری : باش فقط
یکی بیاد کمکم
هه یونگ : خوب میخوای
ا.ت بیاد ؟
از همون چش غره های معروف و ترسناکم زدم
اونم گرخید
هه یونگ : خ....خ..خوب
پس کی میره ؟
همه برگشتن سمت تهیونگ و نگاش کردن
تهیونگ : چی م...من ؟
خو...ب باشه
اوکی برو
ا.ت : خوب چرا کوک نمیره
هرچی دنبال کوک گشتم نبود رفته بود حساب کنه و خسارت بده
ا.ت : اوکی برو
.
.
.
.
( ویو تهیونگ )
خوب من باید کمک یه دختر کنم؟
وای نه !
اصلا عادت ندارم
ایشش
.
.
.
رفتن سمت دستشویی
(ویو یوری )
الان بهترین وقته که مخشو بزنم ایول .....
یوری : باید لباسو در بیارم
تهیونگ سرشو از اونوری کرد و
...
تهیونگ : اوکی فقط زودباش من نمیبینم
یوری : اوکی
لباسشو در آورد و خیسش کرد
و روپوششو میخواست بپوشه که یهو روپوش رو انداخت تو دستشور و آب رو روش باز کرد
یوری : وایی !
تهیونگ : چ...چی...شد ؟
یوری : حالا چیکار کنم ؟
تهیونگ سرشو برگردوند ببینه چیشده دید که یوری لخته و دستشو گذاشت رو چشماش
یوری : یا ...
نیازی نیس اینطوری کنی
نزدیک تهیونگ شد
و ....
یوری : یاااا ! یه سوال بپرسم
تهیونگ : ب....ب...بپرس
یوری : اوممم ...تو عاشق من نشدی احتمالا
تهیونگ : ن....نه
من عاشق تو نیستم چرا باید اصلا عاشقت باشم تو دوست دختر بهترین دوستمی
یوری : اه هاهاهاها ( بچه ها چجوری میخندن ازین خنده شیطانی ها من بلد نیستم 😅)
یااااا !
من و تو خیلی بیشتر بهم میآییم نه ؟
تهیونگ : چی ؟
یوری : تو استاندارد هات خیلی بالائه به درد ا.ت نمیخوری نه
ننم به درد کوک نمیخورم
بیا باهم باشیم
تهیونگ : یااااا
در مورد ا.ت چرت نگو
یوری : ا.ت یه آدم شکست خوردس
یه بازنده
اون هر لحظه ممکنه زندگی خودشو تموم کنه
اگ بمیره افسرده میشی ها
تهیونگ : یااااااا!!
یوری : اون نباید عاشق بشه
اون وقتی عاشق میشه
همیشه عشقش ولش میکنه یا بهش خیانت میکنه
تهیونگ : چی؟؟
یوری ...
- ۱۲.۷k
- ۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۵۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط