{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‍ ‍

‍ ‍
یک روزهایی آدم دنبال یک قبر خالی میگردد تا بتواند هرچه خاطره دارد را یکجا دفن کند....
بنشیند بر مزارآرزوهایش و فاتحه ای بخواند برای همه ی آن خواستن هایی که هیچ وقت داشتن نشده...برای آن دستی که هرگز نگرفته ...لبی که هرگز نبوسیده و آغوشی که هرگز گرمایش سهم سردی و تنهایی قلبش نشده....
آدم باید بتواند در این دنیای بی درو پیکر جایی داشته باشد دور از دسترس رویاهای ناممکن که بتواند آنجا از خیر گیسوان بلندی که در حسرت نوازش دستهای یک نفر سپید شده بگذرد....
جواد......درجنگل روزهای نبودنت برای من و این خاطره های زبان نفهم یک قبرخالی رزرو کن...میخواهم خودم را زنده بگورکنم..
دیدگاه ها (۱)

‍ من دلم برایت تنگ شده...بمن اجازه بده به جای همه ی آغوشهای ...

‍ بمن یاد بده شاعر باشم تا بتوانم دوباره عاشقت باشم...بمن یا...

‍ ‍ در پشت سر من هزار و یک من دیگر هست اما زخم خورده و نیمه ...

‍ ‍ من از جنگل خاکستری اندوه برمیگشتم وقتی که تمام روز و شبه...

🍂🌸 امام حسن مجتبی (علیه السلام):🌸کسی که قرآن بخواند، دیر یا ...

🍂🌸 امام حسن مجتبی (علیه السلام):🌸کسی که قرآن بخواند، دیر یا ...

#پادکست #آرامش‌حقیقی #استادشجاعی

‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌...

#حال_نامعلوم

🚮🚮🚮اهمیت بدی باختیبه خودت برسسسسس…#عاشقانه #خاص #دلبرانه #عش...

تقوا یعنی چه؟#رهبر_شهید #دینداری #تقوا #جوان #گناه #ایران #خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط