{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تکپارتی جیمین

تکپارتی جیمین

عنوان داستان: "پژواک قلب‌ها"





سئول، پاییز.

دختری به نام "هانا"، دانشجوی رشته موسیقی، در آپارتمانی قدیمی در نزدیکی دانشگاه هنر زندگی می‌کند.

یک روز هنگام مرتب کردن اتاق زیرشیروانی، آینه‌ای قدیمی پیدا می‌کند که طرح‌هایی طلایی در حاشیه‌اش حک شده.

با لمس آینه، نوری شدید او را احاطه می‌کند و به‌طرز عجیبی در دنیای دیگری بیدار می‌شود.

جایی شبیه سئول امروزی، اما آرام‌تر، بدون تکنولوژی‌های مدرن، و با مردمی عجیب.

او که گیج و وحشت‌زده است، پسری را می‌بیند که با لباس سنتی در حال نواختن فلوت چینی روی یک پل چوبی است.
نامش جیمین است.

او به هانا کمک می‌کند و به او می‌گوید:

«تو از دنیای آینه آمدی… شاید سرنوشتت به ما گره خورده.»


---



هانا تلاش می‌کند راهی برای بازگشت پیدا کند، اما جیمین او را نزد گروهی از محافظان اسرار قدیم می‌برد. آن‌ها افسانه‌ای را برایش تعریف می‌کنند:

«هر صد سال، آینه‌ای در مرز دو دنیا فعال می‌شود. کسی که با "قلب شکسته و صادق" آن را لمس کند، می‌تواند دروازه را بگشاید. اما اگر زیاد بماند، به بخشی از این دنیا تبدیل خواهد شد.»


در این میان، رابطه‌ای عمیق بین جیمین و هانا شکل می‌گیرد.

جیمین، پسر خانواده‌ای اشرافی است که به‌خاطر مرگ برادرش گوشه‌گیر شده.
فقط با نواختن موسیقی آرام می‌گیرد.
هانا با صدای خوانندگی‌اش، آرامشی به جیمین می‌دهد که سال‌ها فراموش شده بود.

اما ساعت شنی سرنوشت در حال چرخش است…


---




یک شب که مه غلیظی شهر را می‌پوشاند، هانا توسط گروهی از موجودات سایه‌مانند ربوده می‌شود.

آن‌ها "نگهبانان آینه" هستند و می‌خواهند هانا را از بازگشت بازدارند.
جیمین برای نجاتش از جان می‌گذرد و راز بزرگی فاش می‌شود:

جیمین در واقع نیمه‌انسان، نیمه‌ارواح است. به همین دلیل در این دنیا گیر افتاده.
تنها راه نجات هانا، باز کردن آینه با ترانه‌ای خاص است ترانه‌ای که فقط با پیوند دو قلب واقعی فعال می‌شود.


---



هانا و جیمین موفق به فرار می‌شوند.
در شب آخر، کنار همان پل چوبی، جیمین برای آخرین بار فلوتش را می‌نوازد و هانا می‌خواند. صدای موسیقی و عشق‌شان در هوا می‌پیچد و آینه شکسته درخشان می‌شود.

اما جیمین نمی‌تواند با او بیاید.
اگر وارد دنیای انسان‌ها شود، نابود می‌شود.
هانا در اشک فرو می‌رود.

جیمین تنها یک جمله می‌گوید:

«اگر صدامو در آهنگ‌هات نگه‌داری، همیشه کنارتم.»

و هانا از آینه عبور می‌کند…

ادامه در کامنت....
دیدگاه ها (۳۱)

چند پارتی جیمین پارت اول عنوان: سایه‌ی ماه✨مهتاب آرام روی ش...

پارت دوم موجودِ سایه‌خوار غرش کرد. صدایش مثل فرو ریختن صخره‌...

پارت ششم ( اخر )دل ات فرو ریخت. احساس خفگی کرد. خاطره‌ی آن ش...

پارت پنجماما وقتی شایا در ضیافت شام، لبخند زد و گفت:– هنوز ه...

سلام بر هر کسی که خدا مقدر کرده نوشته مرا بخواندجان آئینه جه...

مافیای عاشق

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط