{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت17

پارت17

(تو دفتر درباره زندگی کامل خودشو ا.ت نوشته بوده)
ا.ت: چرا اسم من با دختره یکیه یعنی اون من بودم که حافظم پاک شده گفتم وای نه یعنی تصادف
(صدا های ذهن ا.ت)
م: اقا احساس نمکنی داری تند میری
پ: خواستم زود تر برسیم
م: یکم آروم تر
پ: چشم
م: چرا آروم نمیری
پ: ترمز نمیگیره
م: چی چرا
پ: ترمز خراب شده ترمز نمیگیره
ا.ت: بابا
پ: چیکار کنم
م: یاخدا آقا حواست باشه یه ماشین داره از جلو
میاد
وایی نه اینا چیه داره میاد تو ذهنم
چند دقیقه بعد
جیمین: عزیزم من برگشتم
ا.ت: منو میبری پیش نیلا
جیمین: چی نیلا
ا.ت: خواهرم
جیمین: منظورت چیه
ا.ت: من میدونم هم خواهر دارم پدر و مادرم تو تصادف سوختن منم صورتم هم جراحی کردن
اون روز تصادف هم باتو کات کرده بودم😭😭
جیمین:پس گذشتت یادت اومد
ا.ت: میخوام خواهرمو ببینم
جیمین: عزیزم گریه نکن
ا.ت:خواهرم کجاست😭😭
جیمین: خواهرت نمیدونه که تو زنده ای
ا.ت: خب بزار حداقل فقط ببینمش و منم ببر پیش پدر و مادرم
جیمین: باشه بریم

#جیمین
#فیک
#سناریو
دیدگاه ها (۹)

Forbidden love①(عشق ممنوعه) تق تق تقا/ت: کیهچانی: چطوری کوچو...

تکپارتیـ درخواستیــــــــــــــــ«🥺»ــــــــــــــوقتی بهت س...

true Love①⑧دست تهیونگ رو گرفته بودم ا/ت: من هنوز باورم نشده ...

سناریو بونتن پارت۴

سناریو مایکی پارت اخر

𝘞𝘩𝘦𝘯 𝘵𝘩𝘦 𝘩𝘦𝘢𝘳𝘵 𝘤𝘢𝘭𝘭𝘪𝘯𝘨 𝘶𝘴 𝘱𝘢𝘳𝘵:78+پس چی بود؟ چرا پدر و مادرم...

P25عروس فراری ⚠️اقا یه یه بگین نوسیدنه رو عوض کنم یا نه فقط ...

پارت: پنجرمان: رویای منکاترین: بچه ها دیدینش؟ جنیلا: آره من ...

℘ɑׁׅꭈׁׅtׁׅ 3 | دوباره، تو و مناز آن روز، جیمین کمی متفاوت شد...

(دلداده)ا/ت: یه بویی میاد سوا:.......ا/ت: غذاممممممممم بغل ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط