{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پیرمردی در تاکسی بود

پیرمردی در تاکسی بود
چه حرف قشنگی زد!
میگفت:
یک زن،،
پای سفره ی عقد، یک "بله"میگه و هزاران سال پای حرفاش میمونه اما امان از بعضی مرد ها که به اندازه ی یک زن، مرد نیستند
دیدگاه ها (۱)

.

.

گاهی وقت ها چنان دلتنگ می شوم که بی تابی ام راهیچ بهانه ای ت...

کاش بدانیم ،،، اگردلیل اشک کسی شویم دیگربا اوطرف نیستیم...! ...

🖤🥀 سکوت𓆩 پــارت چــهــل‌ودوم 𓆪 🖤🥀مرد برای چند ثانیه هیچ نگفت...

#حکایت_قدیمی «سواره از پیاده خبر ندارد، سیر از گرسنه»در زمان...

«ᴹʸ ᵐᵃᶠⁱᵃ» پارت۹+(کله وجودش میلرزید)س س سونی ع عربده ن نکش-(...

سکوت 🖤🥀𓆩 پــارت چهل‌وششم 𓆪 🖤🥀اتاق در سکوت فرو رفته بود.اسما ...

🖤 قراردادی که واقعی شدپارت ۳۰ | مادرم زنده است — بخش دومصبح ...

★彡   Part 41 彡★ فکر میکردم بالا پایین رفتن از این همه پله کا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط