{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی قلبم از پشت نمناک ترین پنجره به تو نگاه کرد،

وقتی قلبم از پشت نمناک ترین پنجره به تو نگاه کرد،

باورش نمی شدباتو یکی میشود.

انگارگوشه ی خواب های نداشته اش جا ماند.

روی بی وزنی ثانیه ها،با کوله باری از حسرت،

پر از داشتن توشد
دیدگاه ها (۶)

part 10

Blood contract/رمان مافیایی (تهیونگ)

「#NEWTON'S LAW 」قـٰانـونِ نیوتـون 𝗣𝗔𝗥𝗧 : 137✦..................

بالهای سرخ پارت ۴

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 6️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ جیمین تا مدت‌ها کن...

P5 ماشین آخرین خودرو از کاروان بود.طناز در تمام مسیر، خودش ر...

سایه‌های عمارت سیاه — پارت ۴۳جونگوک عکس را از سامان گرفت و ب...

✈️ چند روز بیشترپارت ۱۴بعد از مدتی، ماشین جلوی یک ساختمان قد...

پارت چهارم | کتابخانهساعت، دقیقاً چهار بعدازظهر را نشان می‌د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط