{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو ... تختِ خواب ... تختِ بی خوابی ست!

تو ... تختِ خواب ... تختِ بی خوابی ست!




وقتی کسی اندازت نیست ، دست بـه اندازه ی خودت نزن . . .




خودم را به تخت می بندم تا ترکت کنم ... این تخت لعنتی هم بوی تو را می دهد !



بگذار عشق خاصیت تو باشد نه رابطه خاص تو با کسی...




جلوتر نیا! خاکستر می شوی... اینجا دلی را سوزانده اند!
دیدگاه ها (۱)

✦ اولین گناه ✦فصل بیست‌وهشتم: چاقویی که نرسید---آن شب.در جنگ...

عمارت مافیا 🍷✨️قسمت ۲ دیدگاه داستان:نیلسو رفت پیش جونگکوک و...

The Last Shadow

پارت: 16 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**یونیفرم سیاه و سفیدِ کارم...

یه تکپارتیییی از شوگا به قلم لینا؟:)ساعت از سه شب گذشته و سک...

نام رمان: سایه‌ی نقره‌ایباران شدیدی به شیشه‌های عمارتِ سنگی ...

ساعت نزدیکای هفت شده بود و صدای قل‌قل خورش قورمه‌سبزی و بوی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط