{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زوجی قرار گذاشتند تا از هم جدا شوند. هر دو بر سر جدایی‌شا

زوجی قرار گذاشتند تا از هم جدا شوند. هر دو بر سر جدایی‌شان توافق داشتند. به‌صورت عادلانه کتاب‌هایشان را تقسیم کردند، اما خیلی زود دریافتند کتابی را که یکی از آن‌ها می‌خواهد، آن یکی هم دوست دارد. این موضوع هنگام تقسیم کتاب‌های دیگر شدیدتر شد. بعد دریافتند که درمورد کتاب‌های دیگر هم همین طورند و یک‌دفعه هر دو متوجه شدند آنقدر نقطه مشترک دارند که جدایی‌شان دشوار و دردناک است.
امروز هنوز باهم زندگی می‌کنند و به جدایی از هم به‌عنوان حادثه‌ای دردناک و "غیرضروری" می‌نگرند.
گاهی در میان هزار دلیل برای رفتن، یک دلیل برای ماندن پیدا می‌شود.

✍ یوستین گردر

#love #عشق
دیدگاه ها (۲)

دریاچه خونین :فصل اول _ پارت ۲۴تقریباً یک ماه از ورود چویا ب...

سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۳ قسمت ۱۳ آنیا و دامیان به...

راه حل عادلانه ؛دو برادر، قطعه زمینی از پدر به ارث بردند. ما...

حکایت کسانی است که در زمان غیبت کبری به خدمت امام مهدی(عج) ر...

🌺حکایت علامه حلی: ملاقات با امام مهدی(عج)...🌺

🌺حکایت علامه حلی - ملاقات با امام مهدی(عج)🌺

🌹حکایت کسانی که در زمان غیبت کبری به خدمت امام مهدی(عج) رسیده اند....🌹

یعنی اگر به میخ و سیخ مان بکشند و از دروازه ی شهر آویزانمان ...

ارتباط فیپا با کتاب و نویسنده وناشر / نشر حوزه مشق

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط