{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

باران

باران
میراث خانوادگی ما بود
.
کوچک که بودم…
از سقف خانه ی ما میچکید
بزرگ که شدم.
.
.
.
از ” چشمانم
حسین پناهی
دیدگاه ها (۳)

کودک بودمبام خانه‌مان به آسمان نزدیک بودکم مانده بود دستم به...

خانه‌ای کوچک…اما قلبی بزرگ‌تر از تمام مسیر.در راه حسین(ع)، د...

روزی می‌رسد که بزرگ می‌شوم و می‌فهمم؛پدرم چه چیزهایی را از د...

باران که شدى مپرس ، اين خانه کيستسقف حرم و مسجد و ميخانه يکي...

‌♨️ فرمانده نیروی هوایی ارتش: در دفاع از ملت ایران جان برکف ...

تو ماه شدی تا دل دیـوانه بسوزانیمن کور شدم تا به تماشای تو ب...

#عشق_یا_گلوله؟𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ¹ویو میکا_____ساعت نزدیک...

سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۳ قسمت ۱۰‌در شب قبل از مهما...

موسیقی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط