{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو را از بین گلهایی که در تنهایی ام روییدبا حسرت جدا کردم

تو را از بین گلهایی که در تنهایی ام روییدبا حسرت جدا کردم،
و تو در پاسخ به آبی ترین موج تمنای دلم گفتی :
دلم حیران و سر گردان چشمانی است رویایی...
و من تنها برای دیدن زیبایی آن چشم...
تو را در دشتی از تنهایی و حسرت رها کردم و تو رفتی....
و بعد از رفتنت باران چه معصومانه می بارید...
و بعد از رفتنت رسم نوازش در غمی خاکستری گم شد...
و گنجشکی که هر روز از کنار پنجره با مهربانی دانه بر می داشت،
تمام بالهایش غرق در اندوه غربت شد...
بعد از رفتنت انگار،
کسی حس کرد که من بی تو تمام هستی ام از دست خواهد رفت...
و من با آنکه می دانم تو هرگز نام من را از زبان عبور نخواهی داد،
هنوز آشفته ی چشمان زیبای تو ام...
برگرد ببین که سرنوشت انتظار من چه خواهد شد ؟
و بعد از این همه طوفان و هم پرسش و تردید،
کسی از پشت نقاب پنجره آرام و زیبا گفت:
تو هم در پاسخ این بی وفایی ها بگو:
در راه عشق و انتخاب آن خطا کردم...
و من در حالتی ما بین اشک و حسرت و تردید،
کنار انتظاری که بدون پاسخ و سرد است...
و من در پاییزی ترین ویرانی یک دل،
میان بغضی از جنس یک غروب ساکت و نارنجی....
نمی دانم چرا ؟
شاید به رسم عادت و پروانگی م
دیدگاه ها (۵)

https://wisgoon.com/kookjkoooمن اولین و آخرین خریدار اداتمام...

حال بگو گفتم :دلی ویران سری حیران غمی پنهان تنی بیجان .

⁨گاهی آدم کسی را از دست نمی‌دهد؛خودش رالابه‌لای دوست‌داشتنی ...

سرنوشت(ویو من)بعد از صبحونه، دوباره رفتم توی اتاق.همه‌چیز مث...

دوپارتی هیونجین

✦ اولین گناه ✦فصل بیست‌وهفتم: کسی که ماند---از مهمان‌خانه رف...

یه تک‌پارتییی جدید از نامجونننن شیییی؟؟:))) به قلم لینا:)من ...

دلتنگی..جدایی..

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط