{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دلم میخواهد یه روزی...

دلم میخواهد یه روزی...
یه جایی...
همونی که الان نیست،برگرده و بیاد،
بیادو واسم از زندگیش بگه...
بگه اونقدر زیر فشار مشکلات بوده که نمیتونه قد راست کنه..
.بگه دیگه ادعای قبل رو نداره...
بگه و من فقط نگاش کنم...
سرشو که بلند کرد بگه با تواما!!!
تو نفرینم کردی نه؟!؟
تو چشماش نگاه کنم...
بزنم زیر خنده...
اونقدر بخندم تا اشکام یواش یواش از چشمام سر بخوره و بیاد پایین...
با تعجب نگاهم کنه...
بعد من اروم بگم "ببخشید شما؟؟؟
دیدگاه ها (۸)

#in_your_eyespart_10۰ویو کایلاچند ثانیه...کوک حتی نفس هم نمی...

ترکم نکن

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب⁷¹مین‌هیوک که متوجه شد،با خنده گفت:آقای...

چند پارتی (درخواستی)

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 165♡⁠。⁠)⁩صبح نا...

𝙉𝙖𝙯𝙖𝙧𝙞𝙮𝙚‌ٔ 𝙈𝙖 | نظریه‌ی ماــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط