{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من بی‌ مایه که باشم که خریدار تو باشم

من بی‌ مایه که باشم که خریدار تو باشم
حیف باشد که تو یار من و من یار تو باشم
تو مگر سایه لطفی به سر وقت من آری
که من آن مایه ندارم که به مقدار تو باشم
خویشتن بر تو نبندم که من از خود نپسندم
که تو هرگز گل من باشی و من خار تو باشم
دیدگاه ها (۳)

دوست دارم که بپوشی رخ همچون قمرتتا چو خورشید نبینند به هر با...

گر قهر كنی سزاي آنم ور لطف كني سزای آنیصد دل بايد بـه هر زما...

آنڪہ عمرے بـہ ڪمین بود،بـہ دام افٺادہچشم آهو بـہ شڪار آمدہ،م...

هرچند حیا می‌کند از بوسه‌ی ما دوستدلتنگی ما بیشتر از دلهره‌ی...

من بی مایه که باشم که خریدار تو باشم؟حیف باشد که تو یار من و...

آهوی بره ای سفید گم کردمرخ سوی ولایت های مردم کردممردم خو می...

در جنبش اندرآور زلف عبرفشان رادر رقص اندرآور جان‌های صوفیان ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط