{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شب فرو می افتاد؛

شب فرو می افتاد؛
به درون آمدم و
پنجره ها را بستم!
باد با شاخه در آویخته بود...
من در این خانه
تنها... تنها...
غم عالم به دلم ریخته بود...
دیدگاه ها (۱)

عاشقانه های شبنم

مثل آن شیشه که در همهمه باد شکست ناگهان باز دلم یاد تو افتاد...

پدرم نیست ...

یک شب غمی بر دلم بود، فکر‌ می‌کردم وقتی فردا شود آن غم خواهد...

دلم تنگ شد از سر کار پرهیاهو بیایمصدای مادر بشنوم همه غم های...

مرغ دلم در حـــرم قم نشست روی لب از شوق تبسم نشست رد شدم ا...

عاشقانه های شبنم

دل نوشته برای سرباز وطن

عاشقانه های شبنم

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p74دختر چندتا گل خشک‌شده رو از روی مسیر ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط