{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیگرباصدای بلندحرف نمیزنم

دیگرباصدای بلندحرف نمیزنم
نمیخندم...
ذوق نمیکنم...
دیگرتمام نبودنهایت را انکارنمیکنم،
حس کلافه بودن،خوره اعصابم میشود
دیگرحتی درنزدیکی تو پرسه نمیزنم
توازدوربه تماشایم بنشین
من از نزدیک غمگینم
دیدگاه ها (۱)

بایدرفت،حتی باترسوقتی اطمینان به ماندن نداریرفتن یقین است...

روی مرز باریکی قدم میزنمجایی که دلم،نه بودنت را میخواهدنه نب...

زخم هرچه بازشود،دیرترخوب میشوددفترخاطرات را میبندم،کنارپنجره...

در دوستی چیزی به اسم چرتکه انداختن نداریم.اگربه حساب و کتاب ...

‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌تو بخن...

(پل ورلاین من....من دوستت دارم!علامت ورلاین: +علامت ریمبو: @...

part3

#part40#طاهاکلافه و مضطرب پشت در اتاق عمل راه می‌رفتم، نزدیک...

پارت12#قاتل_منویو/تهیونگبعد از اینکه حرفامو به چانگ گفتم و ب...

قاتل من

پارت12

پارت12#قاتل_منویو/تهیونگبعد از اینکه حرفامو به چانگ گفتم و ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط