{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ¹³.

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ¹³.
..𝑐𝒉𝑎𝑠𝑒..
~𝖈𝖍𝖆𝖘𝖊~


وارد سلول که شدند، تاریکی سنگینی فضا را بلعیده بود. از گوشه‌ی اتاق، کنار تخت فلزی، صدایی خش‌خش‌مانند به گوش می‌رسید؛ انگار چیزی با سماجت روی دیوار کشیده می‌شد. جونگ‌کوک دستش را سمت کلید برد و چراغ را روشن کرد.
نور زرد و ضعیفی روی مردی افتاد.

مرد با تیکه سرامیکی که معلوم نیست از کجا گیر آورده روی دیوار خط مینداخت.


تهیونگ ابرویی بالا انداخت و گفت:


_ سلام...فرانک


مرد مکثی کرد، دست از خط انداختن برداشت و برگشت سمتشون.

جونگ‌کوک نگاه سر تا پایی بهش انداخت، مردی نسبتا چاق، اما عضله دار، خالکوبی های متعدد روی گردن و بازو ها و با نگاهی تیز و منتظر:


_ شما دیگه کی هستید؟


تهیونگ دستاش رو داخل جیب شلوارش فرو برد و خونسرد گفت:

_ میخوام برام یه کاری انجام بدی


فرانک ابرویی بالا داد و با بلند شدن از روی زمین نگاه کوتاهی به جونگ‌کوک که داشت بی حوصله آدامسش رو باد میکرد گفت:

_ چه کاری؟


تهیونگ نفس کوتاهی کشیدو سرد گفت:


_ میخوام برام یه تراشه بسازی...تو یه خِبره پنهانی بودی که تو خلوت خودت کار های بسیاری انجام می دادی، برام یه تراشه 𝐊-𝟐𝟏 بساز.


فرانک با تعجب دست به سینه وایساد و با نیشخند گفت:


_ یه 𝐊-𝟐𝟏؟ دیوونه شدی؟


تهیونگ بی حرف با چشمای سرد و نافذش بهش خیره موند، بعد کیفِ نسبتا بزرگی که تمام مدت دستش بود رو روی زمین، جلوی پاهای فرانک پرت کرد و گفت:


_ نگران نباش، سودش بهت میرسه.


فرانک زبانش را روی لبش کشید و خم شد. به محض باز کردن زیپ کیف، برق دلارها در چشمانش انعکاس پیدا کرد.

اما خیلی زود درش را بست و گفت:

_ این کارتون، میدونی که دردسره!


تهیونگ بی درنگ لب زد:


_ تو نگران مشکل ما نباش ققط کارتو بکن..ما آپدیت های بروزش رو انجام میدیم پس به نفعته کلک نزنی، بدون آپدیت های اضافی بسازش، این نصفه پولته..اگه کار درست انجام بشه، نصف دیگه هم مال توئه.


فرانک کمی مکث کرد، بعد سرش رو به موافقت تکون داد و گفت:

_ اوکیه..اما چطوری قراره انجامش بدم؟ اینجا حتی امکانات هم وجود نداره!


جونگ‌کوک قبل از تهیونگ جواب داد:


_ اون قسمتش رو مدیر خوشگلمون حل می‌کنه.


فرانک با کمی تردید سرش رو تکون داد. و دستاش رو از سینه برداشت:


_ خیله خب..قبوله

ادامه دارد...
حمایت یادتون نره
دیدگاه ها (۰)

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ¹⁴...𝑐𝒉𝑎𝑠𝑒..~𝖈𝖍𝖆𝖘𝖊~تیشرت مشکی‌اش را پوشید، کلاه لبه‌دا...

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ¹.𝑚𝑎𝑛𝑑𝑎𝑡𝑜𝑟𝑦 𝑠𝒉𝑎𝑟𝑒..𝓶𝓪𝓷𝓭𝓪𝓽𝓸𝓻𝔂 𝓼𝓱𝓪𝓻𝓮 .صدای زنگ‌های کلیسا...

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ¹²...𝑐𝒉𝑎𝑠𝑒..~𝖈𝖍𝖆𝖘𝖊~فضای اون زندانِ لعنتی پر بود از بوی...

تو مال منی...p6

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط