{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مرگ!

مرگ!
من اینجا گیر افتادم و هیچ کس نمیتونه منو نجات بده ،من امتحانم رو پس دادم و توش رد شدم
انگار هیچ راهی جز عذاب و رنج باقی نمونده
،من توی عالم ارواح سرگردونم و نمیدونم باید کجا برم
من ترد شدم !
من ترسیدم!
من خسته ام!
من به یک فرصت جدید احتیاج دارم!
حتی اگه شده به قیمت تصرف یه جسمه دیگه......
دیدگاه ها (۰)

با قدم های نسبتا کوتاهی به سمت اداره پلیس حرکت میکرد.در این ...

دوباره همان کافه،هرروز برای خوردن‌یک‌لیوان‌قهوه‌به‌آنجا‌میرف...

رمان: گرفتار توپارت شانزدهم (بخش اول: بازی با آتش)هنوز نفسم ...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 159♡⁠。⁠)⁩نفس پر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط