سلامی که فک کنم بار پنجمه میدم

سلامی که فک کنم بار پنجمه میدم 🗿🗿🗿

حالتون؟ حال دلتون؟


پارت ۵

[گل خونی ]

توی راه به این فکر میکردم که یوری چرا با من دشمنی داره آخه من از همون سال پنجم ابتدایی باهاش چیکاردم که همه جا منو جلوی بقیه کوچیک می کرد همیشه منو با دوستانم تهدید می‌کرد واقعا نمیدونم حتی از شهر هم رفتم ولی اون باز منو پیدا کرد و توی همون مدرسه ای که من ثبت نام کرده بودم اومد انگار باید باهاش دست و پنجه نرم کنم .
بالاخره به مدرسه رسیدم توی مدرسه هیچ دوستی نداشتم رفتم طبقه سوم داشتم از کلاس هنر رد می شدم که یوری بهم اشاره کرد و گفت
یوری : بچه ها اونو می‌بینین اون دختر یه هر*******زه کامله
همه با جمله اون خندیدن و کم‌کم داشت گریم می گرفت زود وارد کتابخونه شدم معمولا کسی اونجا نمیومد و مکان قایم شدن من از بقیه بود .
داشتم یکی یکی کتابارو نگاه میکردم که چشمم به کتاب اسامی دانش آموزان امسال افتاد دلم می خواست درمورد یوری بدونم .
رفتم کتاب رو باز کردم ورق زدم تا به یوری استن رسیدم .(تلفظش این میشه yoori sten)
پدرش اسمش لئون بود ومادرش توی زایمان مرده بود و اون یه دو قلوی دیگه هم داشت که دختر بود ولی چند دقیقه بعد از بدنیا اومدن مرده بود .
راستش فکر کنم به خاطر اینکه خیلی شبيه خودشم با دیدن من یاد خواهرش و مادرش می افته .
خیلی ناراحت شدم البته زندگی من از زندگی اون تاریک تره .....




شبتون پرستاره >>🙃
چقد شب شب میکنم من 🗿🗿🗿


#بی_تی_س #بلک_پینک #بنگتن #آرام #جین #شوگا #جیهوپ #جیمین #تهیونگ #جونگکوک #جیسو #جنی #لیسا #رزي #ویسگون #کلیپ #کیپاپ #کیوت # تایپ_شخصیتی #تایپ #تیک_تاک
دیدگاه ها (۰)

سلامی برای بار شیشم 🗿🗿🗿🗿🗿🗿[نیازمند برای کپشن😂😐💔]پارت ۶[گل خو...

های کیوتی های من خوبین ؟؟؟؟:)پارت۷[گل خونی ]یوری داشت با جک ...

سلامی به فرزندان گلم گلتون بلبل بلتون بلبل (رد دادم 🗿)خب؟پار...

پارت ۳[گل خونی ]یکی از افرادشون به ما اشاره کرد که بریم کنار...

رمان ملکه یخی و شاهزاده سوار بر اسب سفید پارت 24 آدرینا رفتم...

برادرای هایتانی پارت ۹

千卂ㄒ乇 ۲卩卂尺ㄒ : ۷غرغر کنان گفتم:دیگه نصف راه رو رفتیم میخوای بر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط