زندگی جدید
زندگی جدید
P 1
ویو ات : صبح با صدای آلارم گوشیم بیدار شدم به ساعت نگاه انداختم ۶ صبح بود رفتم سرویس و کارهای مربوط رو انجام دادم رو تختم نشستم خیلی ناراحت بودم چون مدرسمو به دلایلی عوض کردم و از دوستام جدا شدم امروز هم روز اول مدرسه ی جدیدمه و حوصله ندارم امیدوارم دوست پیدا کنم تا تنها نباشم
خلاصه که رفتم آماده بشم میکاپ لایت کردم و موهامو باز گذاشتم چون دیروز موهامو کراتین کردم..
لباس فرممو پوشیدمو و عطر زدم رفتم پایین صبحانه خوردم و خوراکیامو جمع کردم و راه افتادم به سمت مدرسه وقتی رسیدم همه یجوری نگاه میکردند و به هم میگفتن این همون دختر جدیده هست بهشون لبخند فیک تحویل دادم و داشتم میرفتم که یه دختره دستشو گذاشت دور گردنم
(اسم دختره لونا )
لونا : سلام
ات : سلام
لونا : تو باید دختر جدید باشی
ات : اهوم خودمم
لونا : خوشبختم میتونی منو دوست خودت بدونی
ات : منم خوشبختم اوکی
ات : لونا بهم راه کلاسو نشون داده بود گفت اینجا جای تو هست همینجا فقط خالیه
منم قبول کردم خواستم بشینم که دیدم یه پسره رو دستش دراز کشیده و اون دستش به سمت صندلی من دراز بود و مانع نشستنم شد
ات : میشه دستتو برداری میخوام بشینم(اروم)
(اسم پسره کوک)
کوک ......
ات هعی خوابیدی میگم میخوام بشینم(اروم)
کوک ......
ات مگه کری میگم میخوام بشینم میزنه به دسته کوک (داد)
کوک سرشو بلند میکنه و....
P 1
ویو ات : صبح با صدای آلارم گوشیم بیدار شدم به ساعت نگاه انداختم ۶ صبح بود رفتم سرویس و کارهای مربوط رو انجام دادم رو تختم نشستم خیلی ناراحت بودم چون مدرسمو به دلایلی عوض کردم و از دوستام جدا شدم امروز هم روز اول مدرسه ی جدیدمه و حوصله ندارم امیدوارم دوست پیدا کنم تا تنها نباشم
خلاصه که رفتم آماده بشم میکاپ لایت کردم و موهامو باز گذاشتم چون دیروز موهامو کراتین کردم..
لباس فرممو پوشیدمو و عطر زدم رفتم پایین صبحانه خوردم و خوراکیامو جمع کردم و راه افتادم به سمت مدرسه وقتی رسیدم همه یجوری نگاه میکردند و به هم میگفتن این همون دختر جدیده هست بهشون لبخند فیک تحویل دادم و داشتم میرفتم که یه دختره دستشو گذاشت دور گردنم
(اسم دختره لونا )
لونا : سلام
ات : سلام
لونا : تو باید دختر جدید باشی
ات : اهوم خودمم
لونا : خوشبختم میتونی منو دوست خودت بدونی
ات : منم خوشبختم اوکی
ات : لونا بهم راه کلاسو نشون داده بود گفت اینجا جای تو هست همینجا فقط خالیه
منم قبول کردم خواستم بشینم که دیدم یه پسره رو دستش دراز کشیده و اون دستش به سمت صندلی من دراز بود و مانع نشستنم شد
ات : میشه دستتو برداری میخوام بشینم(اروم)
(اسم پسره کوک)
کوک ......
ات هعی خوابیدی میگم میخوام بشینم(اروم)
کوک ......
ات مگه کری میگم میخوام بشینم میزنه به دسته کوک (داد)
کوک سرشو بلند میکنه و....
- ۷۳
- ۱۸ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط