{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۲۴

پارت ۲۴
رز وحشی
# BTS
ات...
از اتاق زدم بیرون و رفتم توی اتاق خودم و روی تخت پرت کردم و خوابیدم

کوک...
رفتم شرکت
کوک:منشی لانا بیا اتاقم
م. ل:چشم
نگاهی کوتاه به کار مندا کردم و رفتم توی اتاقم و نشستم روی سندلی
کوک:اه چقدر دلم درد میکنه(مکثی کوتاه میکنه)پس چرا نیومد...
صدای گوشیم بلند شد...نگاهی به گوشیم کردم...اته! اون هیچ وقت بهم زنگ نمیزنه حتما مشکلی پیش اومده
کوک:ها
ات:کمک....کمک...کمککککککککککککککککککککککککککک سمتم نیا برو جیغغغغغغغغ بهم دست نزن جیغغغغغغغغغغ کمککککککک نزدیکم نشوووووو(جیغ ، گریه )
کوک :الووووووووو ات ات ات....
قط کرد
یعنی چی ؟ولش کن حتما داره مسخره بازی در میاره
دوباره گوشیم زنگ خورد شماره ناشناس بود
کوک:حتما اته با شماره ناشناس زنگ زده
جواب دادم ببینم چی میخواد بگه
کوک:الو
‌ ∞:سلام کوکی جونم
کوک:مثل آدم حرف بزن
∞:ببین پرنسست اینجاس
کوک:برو بابا مسخره
∞:ثابت کنم؟
کوک:کن!
∞:اوکی ! گوه بخور تا عشقت ببینه پیش منی
ات:جونگ کوک کمکم کن
∞:لبات چقدر خوشگله
ات:نزدیکم نشوووووووو جیغغغغغغغغغ
کوک:دستت بهش بخوره یه گوله حرامت میکنم
قط کرد
عصبی از جام بلند شدم تا در رو باز کردم لانا جلوی در بود
کوک:گمشو کنار
لانا: ولی....
نزاشتم حرف بزنه سریع از اونجا خارج شدم

ات...
دست و پا هام بسته بود
تو یه اتاق تاریک که پنجره داشت نور کوچکی در اتاق تاریک می افتاد من دقیقا زیره همون نور قرار داشتم....
دیدگاه ها (۳۸)

🖤 پارت ۳۷ | «اتاق ۱۳»راهروی ساختمان تاریک بود.صدای قدم‌های ل...

شب تولدم فصل 3پارت 19اسماتاز لباس کوک گرفتمو کشیدمش تو اتاق ...

𝓹𝓪𝓻𝓽۳۳ـــــویو یکم بعدگوشی ات زنگ میخوره و نامجون سریع می‌ره...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:³⁸ویو: اتچشم‌هام رو به‌آرومی باز ک...

عشق زار آلود (Mysterious Love)Part:3📱 صبح روز بعد، ات با چشم...

THE FIRST KISSPART: 4♡: خب حالا باید از خود رئیس بخوای و بری...

رمان دخت من

Iove and the moonPart16ویو کوک الان چون زنمه باید به حرفش گ...

#عشق_بعد_نفرت پارت: 3ویو اتکه چشمم خورد به یه مغازه لباس فرو...

عضو. ۸ Bts

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط