{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ای که از چشم من احساس مرا می خوانی

ای که از چشم من احساس مرا می خوانی
احتیاجی به سخن نیست ،خودت می دانی
فقط این جمله که سخت است نگویم با تو
دوستت دارم و دانی به همین آسانی
گر مرا ترک کنی من ز غمت می سوزم
آسمان را به زمین،جان خودت می دوزم
گر مرا ترک کنی ترک نفس خواهم کرد
بی وجود تو بدان خانه قفس خواهم کرد
بی تو یک لحظه رمق در دل ودر جانم نیست
بیقرارم نکنی طاقت هجرانم نیست
بی تو با قافله ی غصه و غمها چه کنم
تار و پودم تو بگو با دل تنها چه کنم
شده ام مرثیه خوان دل سودا زده ام
از بد حادثه دلبسته و شیدا شده ام
این دل پر ز ترک،این همه غم لایق نیست
دل چون سنگ تو را جز دل من عاشق نیست
دیدگاه ها (۳)

درقرون باستانزمانی که از زنها بعنوان برده استفاده میکردند .م...

یک نفس، باتوکشیدن، به جهان می ارزد ..."ساعتی با تو ، به صدسا...

گفتند: چهل‌ شب‌ حیاط‌ خانه‌ات‌ را آب‌ و جارو کن. شب‌ چهلمین،...

امشب به افتخار تو گویم غزل بیااز جنس عاشقانه نه،از جنس گله ه...

گر مرا ترك کنی ، من ز ِ غمت می‌سوزمآسمان را به زمین ، جان ِ ...

Attar050511

این‌روزها سخاوتِ باد صبا کم است یعنی خبر ز سوی تو، این‌روزها...

با همه‌ی بی‌سر و سامانی‌امباز به دنبال پریشانی‌امطاقت فرسودگ...

فراتر از خویش

«بابای.مهربونمنمی‌دانم این نامه را کجا باید پست کنم، اما می‌...

گُفْتَم رَها کُن جانِ مَن، گُفْتِی کِه آزَادِی مَگَر؟گُفْتَم...

شهید ابوالفضل بهاروندمحل شهادت :----------بسم رب الشهدا و ال...

وقتی لب تو خنده زد

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط