{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هرچه گویی دوست دارم، نم نم باران عشق

هرچه گویی دوست دارم، نم نم باران عشق
در غروبت ، ابر پرباران شده ، می‌بارَمَت
هرچه گویی دوست دارم، شاعر دیوان عشق
باغی از یک شعر بی‌پایان شده ، می‌کارمَت
هرچه گویی دوست دارم، ساحل میدان عشق
روی موج عشق ، قایقران شده ، می‌آرمَت
هرچه گویی دوست دارم، آن سروسامان عشق
با دل و جانم ، سروسامان شده می‌دارمت
هرچه گویی دوست دارم، تا شوم مهمان عشق
صاحب قلبم تویی ، در سینه می‌پندارمَت.
دیدگاه ها (۵)

بیزارم از این روزهای پوچ و خالی !دلگیرم از دست تو و آن بیخیا...

سـفـر کردی ز پیشم رفتی ای دلدار خوش سیماتو محزون و منِ سرگشت...

خستـه ام از زندگی، اما جـوانی می کنمدفترم را می گشایم شعر خو...

خانه ایی میسازم ازجنس نگاهت چشم تو بر آسمان دارد شباهت

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط