{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بیزارم از این روزهای پوچ و خالی !

بیزارم از این روزهای پوچ و خالی !
دلگیرم از دست تو و آن بیخیالی !
دلشوره می گیرد دلم هرلحظه ، هرجا
وقتی نمی دانم کجا و در چه حالی !
مانده به روی پنجره ، قاب نگاهم
رفتی و از آن روزها بگذشته سالی !
بی تو گرفته غم هوای خانه ام را
خشکیده شد گلهای گلدان سفالی !
اینجا نشسته عاشقی چشم انتظارت
خیره شده بر غنچه های سرخ قالی !
امشب بیا در خلوتم یک بار دیگر
با خود ببر من را به دنیای خیالی !
دیدگاه ها (۵)

سـفـر کردی ز پیشم رفتی ای دلدار خوش سیماتو محزون و منِ سرگشت...

این تیره بختی از سر ما بر نمی گردد چرا؟بر کام ما این چرخ باز...

هرچه گویی دوست دارم، نم نم باران عشقدر غروبت ، ابر پرباران ش...

خستـه ام از زندگی، اما جـوانی می کنمدفترم را می گشایم شعر خو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط