{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بیزارم از این روزهای پوچ و خالی !

بیزارم از این روزهای پوچ و خالی !
دلگیرم از دست تو و آن بیخیالی !
دلشوره می گیرد دلم هرلحظه ، هرجا
وقتی نمی دانم کجا و در چه حالی !
مانده به روی پنجره ، قاب نگاهم
رفتی و از آن روزها بگذشته سالی !
بی تو گرفته غم هوای خانه ام را
خشکیده شد گلهای گلدان سفالی !
اینجا نشسته عاشقی چشم انتظارت
خیره شده بر غنچه های سرخ قالی !
امشب بیا در خلوتم یک بار دیگر
با خود ببر من را به دنیای خیالی !
دیدگاه ها (۵)

↚مــــاجــِـراے یـــِـکــــــ①ــــــ عـــِـشـــღــــق↛به روی...

عزیز دل! سلام... ‌‌ گاهی دلم می خواهد بدانی حال من چگونه است...

شعری طولانی ولی زیبا شقایق گفت با خنده : نه تب دارم ، نه بیم...

راز شقایق ... شقایق گفت با خنده : نه تب دارم ، نه بیمارم !ا...

داستان گل شقایق از زبان خودش

شقایق گفت :با خنده نه بیمارم، نه تبدارماگر سرخم چنان آتش حدی...

#شقایق_گفت_با_خنده : نه تب دارم ، نه بیمارماگر سرخم چنان آتش...

شقایق گفت :با خنده نه بیمارم، نه تبدارم اگر سرخم چنان آتش حد...

سعید سکاکی شاعر نیشابوری

بسیار زیبا حتما تا انتها بخوانید...چرا گل شقایق را شقایق عاش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط