{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ملودی نه آقای ایم من حالم خوب نیست ترجیح میدم تو اتاق خوابگاه ...

{ 𝐵𝑒𝓉𝓌𝑒𝑒𝓃 𝓉𝑜𝓌 𝓈𝓅𝒶𝒸𝑒𝓈 }
𝒫𝒶𝓇𝓉  ⁶⁷
.
.
ملودی : نه آقای ایم من حالم خوب نیست ترجیح میدم تو اتاق خوابگاه یکم تنها باشم
جونگ‌کوک : که اینطور..
کلمه کامل از دهن آقای جئون بیرون نیومده بود که در باز شد
می‌سون : خدانگهدار
و بعد بوسه هوایی برام فرستاد و از ماشین پیاده شد
داهی : اقای جِئـ..
و بعد سریع آروم زد روی دهنش
داهی : خدانگهدار
به سرعت در ماشین رو باز کرد و ناپدید شد . نتونستم پوزخند رو از لبام پاک کنم ، بازیگر افتضاحی بود!
جونگ‌کوک : ملودی تا خوابگاه نیم ساعت راه هست نمیخوای بیای جلو؟
ملودی : نه آقای جئون ، ممنونم
لبخند برعکسی روی لباش نمایان شد که از آینه دیدم ، هروقت بهش میگفتم 'جئون' این قیافه رو به خودش می‌گرفت ؛ ماشین رو روشن و بعد حرکت کرد .
میخواستم بدونم آقای جئون هم فهمیده ؟ یا اصلا چیزی از این موضوع میدونه؟ با اوناست؟ یا حداقل اگر جواب اینا رو پیدا نکردم بتونم یه سر نخی از رفتارش بگیرم
ملودی : نمیدونستم اونم فامیلی‌تون رو میدونه
از عمد شخصِ داهی رو مخاطب نکردم
نیم نگاهی از آینه بهم انداخت ؛ بعد از مکث نسبتا طولانی گفت
جونگ‌کوک : فقط شما دوتا می‌دونید
جوابی نداشتم که بهش بدم
ملودی : اون چطوری فهمید؟
سعی داشت کوتاه و مختصر جواب بده ، نمیدونست من چی میدونم ، اما داشت تلاش میکرد که تظاهر کنه ؛ و چقدر آدمای اطرافم نا واردن توی این موضوع
جونگ‌کوک : یه چیزی شبیه داستان خودت
ملودی : آقای جئون بهش گفت؟
جونگ‌کوک : نه
ملودی : پس؟
خندید
جونگ‌کوک : اگر اینقدر کنجکاوی از خودش بپرس
متقابلا خندیدم ، اما آروم تر و کوتاه تر از خودش
ملودی : یه رازه ، راز ها حتی اگر مشترک باشن نباید برملا بشن
جونگ‌کوک : اما تو میتونی بفهمیشون ، خوب بلدی
نمیدونستم داشت به چه زمانی و کدوم کارم تیکه مینداخت ، اما تصمیم گرفتم همینجا بحث رو خاتمه بدم
ملودی : درسته ؛ بلدم و میفهمم
توی دلم گفتم ای کاش گوشیم بود تا سرگرم می‌شدم و این خواب آلودگی از سرم می‌پرید ، اما نبود ؛ از طرفی هم نمیتونستم مثل یه بچه سه ساله که یه بزرگتر رو گیر انداخته شروع کنم به وراجی کردن و سوال پرسیدن از آقای جئون تا اون باعث شه خوابم نبره .
دو سه باری سرم سنگین شد و خوابم برد اما به ثانیه نکشید بیدار شدم ؛ تصمیم گرفتم ذهنم و جسمم رو مشغول کنم تا خوابم نبره
دستام رو بهم گره زدم و درحالی که داشتم با انگشتام بازی میکردم نقطه‌ای از ماشین رو هدف گرفتم و شروع کردم به انجام ضرب های سه و چهار رقمی تا حواسم پرت بشه....
دیدگاه ها (۲)

{ 𝐵𝑒𝓉𝓌𝑒𝑒𝓃 𝓉𝑜𝓌 𝓈𝓅𝒶𝒸𝑒𝓈 }𝒫𝒶𝓇𝓉  ⁶⁸..با صدای ضعیف چرخیدن کلید توی...

{ 𝐵𝑒𝓉𝓌𝑒𝑒𝓃 𝓉𝑜𝓌 𝓈𝓅𝒶𝒸𝑒𝓈 }𝒫𝒶𝓇𝓉  ⁶⁹..وای وای وااااای ملودی احمق! ...

{ 𝐵𝑒𝓉𝓌𝑒𝑒𝓃 𝓉𝑜𝓌 𝓈𝓅𝒶𝒸𝑒𝓈 }𝒫𝒶𝓇𝓉  ⁶⁶..توی مسیر سعی کردم اتفاقاتی ک...

این برای خیلی وقت پیشه ولی الان دارم پست میکنم🤝🏻💕عشقولکای من...

{ 𝐵𝑒𝓉𝓌𝑒𝑒𝓃 𝓉𝑜𝓌 𝓈𝓅𝒶𝒸𝑒𝓈 }𝒫𝒶𝓇𝓉  ⁶²..< the next morning >با حس خی...

#شیرینَکَم_تو_مال_منیپارت ۵از زبان جونگ کوک: پدرشون داشت اون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط