{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ما درد را مینوشیم

ما درد را مینوشیم

حسرت را باذره ذرۀ جانمان حس می کنیم

تن پوشمان وهم است ,روزهامان لحظه لحظه جلوۀ سراب دارد!

ماه شبهامان رنگ خون ,از آسمانمان گریه می بارد

ما خود دردیم

ما خود از این زندگی سردیم

ای زمین تو دیگر چرا؟

تو دیگر چرا؟
دیدگاه ها (۱)

بــزرگ شده ام...دیگر آنقدر کــوچک نیستـم که در دلتنگی هایم گ...

درشبی تیره گرفتارشدم بعدازتو..کهنه وتلخ ودل ازارشدم بعدازتو....

میونه چند تا اتاقک
دو تا گل خسته و خاموش
یه نفر نشسته تنها
ا...

بغضی دارم و داشته ام که ن میتوانم آن را بخورم ن میتوآنم بیرو...

#فروخته.شده #پارت2------------------------------------------...

رها شده (ورژن هپی اندینگ)(علامت هیونجین- علامت فلیکس+ بقیه ر...

✨ part ⁷ : تقاصِ ابریشمی ✨ تیغ جراحی هنوز روی پوست جانگ می ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط