VAMPIRE
VAMPIRE
Part 19
؟: اسم من سویونه ازت چیزی نمیخوام فقط میخوام کمکت کنم
×چرا باید کمکم کنی؟ ما حتی همدیگه رو نمیشناسیم اصن تو هیونجین رو از کجا میشناسی؟
سویون: میدونم که هزار تا سوال بی جواب برات پیش اومده ولی اگر همین الان فرار نکنی هیونجین تورو میکشه
×(سکوت)
سویون: باهام بیا بعدش قول میدم جواب تمام سوالاتت رو بدم
(سویون دست ا/ت رو گرفت و با خودش به سمت در خروجی کشید)
×ولم کن من با تو جایی نمیام
&لطفاً بهم اعتماد کن......لطفاً
ویو ا/ت
نمیدونستم باید چیکار کنم از اون طرف هیونجین گفته بود اگه فرار کنم تنبیهم میکنه و از اون طرف اون یه خوناشام بود حق با این دختر بود و بلاخره هیونجین یروز منو میکشت از طرف دیگه ای هم من جذب هیونجین شده بودم......
سویون: به چی فکر میکنی زود باش دیگه
×من درخواستت رو.......
ویو هیونجین
نگاهی به ساعت مچی دور دستم انداختم که دیدم ۱۰ دقیقه ای از رفتن ا/ت میگذره پس بلند شدم و رفتم دنبالش از پله ها رفتم بالا و خودمو به سرویس بهداشتی رسوندم دستمو گذاشتم روی دستگیره و تا خواستم بازش کنم در از اون طرف باز شد ا/ت درو باز کرد ولی سرش پایین بود و تا چشمش به من افتاد جیغ خفیفی کشید
سریع دستمو گذاشتم روی دهنش و گفتم:
_چخبرته دیوونه چرا جیغ میزنی؟
ا/ت دست هیونجینو از روی دهنش برداشت
×خب یهویی جلوم ظاهر شدی میخواستی نترسم؟ بعدشم تو توی سرویس بهداشتی زنونه دنبال چی میگردی؟
_دنبال چیزی نمیگردم دیدم دور کردی اومدم ببینم چخبره
×خبری نیست
ا/ت هیونجین رو کنار زد و رفت به سمت طبقه ی پایین و هیونجین هم پشت سرش راه افتاد
ویو هیونجین
با ا/ت رفتیم طبقه ی پایین و تا ساعت ۸ همونجا بودیم و بعدش راه افتادیم سمت عمارت توی راه هیچ حرفی بینمون رد و بدل نمیشد و از همون موقعی که ا/ت رفت آرایششو تمدید کنه همش توی فکر بود
ویو ا/ت
داشتم به اتفاق امروز فکر میکردم اون دختره سویون زیادی ذهنمو درگیر کرده بود چرا انقدر راجبم اطلاعات داشت مگه کی بود؟......
از شیشه ی ماشین مشغول نگاه کردن بیرون شدم که گرمی دست هیونجین رو از روی لباس روی رونم حس کردم سریع سرمو چرخوندم و هول شده به هیونجین نگاه کردم که خونسرد داشت رانندگی میکرد و نگاهش به جلو بود
دستشو از روی رونم برداشتم
×چ..چیکار میکنی؟
_نمیتونم دست به بدن همسرم بزنم؟؟
×فکر نکن اگه بهت اجازه دادم برام مارک بزاری یعنی هر غلطی که دلت بخواد میتونی باهام بکنی
هیونجین چشمای عصبیشو برای لحظه ای به ا/ت دوخت
_من همین الان، همینجا، توی همین مکان و توی همین ماشین میتونم تورو به فاک بدم پرنسس پس انقد بلبل زبونی نکن و دستمو پس نزن وگرنه برات بد میشه
از دوباره دستشو گذاشت روی رون ا/ت و به رانندگیش ادامه داد
ادامه دارد🦇........
Part 19
؟: اسم من سویونه ازت چیزی نمیخوام فقط میخوام کمکت کنم
×چرا باید کمکم کنی؟ ما حتی همدیگه رو نمیشناسیم اصن تو هیونجین رو از کجا میشناسی؟
سویون: میدونم که هزار تا سوال بی جواب برات پیش اومده ولی اگر همین الان فرار نکنی هیونجین تورو میکشه
×(سکوت)
سویون: باهام بیا بعدش قول میدم جواب تمام سوالاتت رو بدم
(سویون دست ا/ت رو گرفت و با خودش به سمت در خروجی کشید)
×ولم کن من با تو جایی نمیام
&لطفاً بهم اعتماد کن......لطفاً
ویو ا/ت
نمیدونستم باید چیکار کنم از اون طرف هیونجین گفته بود اگه فرار کنم تنبیهم میکنه و از اون طرف اون یه خوناشام بود حق با این دختر بود و بلاخره هیونجین یروز منو میکشت از طرف دیگه ای هم من جذب هیونجین شده بودم......
سویون: به چی فکر میکنی زود باش دیگه
×من درخواستت رو.......
ویو هیونجین
نگاهی به ساعت مچی دور دستم انداختم که دیدم ۱۰ دقیقه ای از رفتن ا/ت میگذره پس بلند شدم و رفتم دنبالش از پله ها رفتم بالا و خودمو به سرویس بهداشتی رسوندم دستمو گذاشتم روی دستگیره و تا خواستم بازش کنم در از اون طرف باز شد ا/ت درو باز کرد ولی سرش پایین بود و تا چشمش به من افتاد جیغ خفیفی کشید
سریع دستمو گذاشتم روی دهنش و گفتم:
_چخبرته دیوونه چرا جیغ میزنی؟
ا/ت دست هیونجینو از روی دهنش برداشت
×خب یهویی جلوم ظاهر شدی میخواستی نترسم؟ بعدشم تو توی سرویس بهداشتی زنونه دنبال چی میگردی؟
_دنبال چیزی نمیگردم دیدم دور کردی اومدم ببینم چخبره
×خبری نیست
ا/ت هیونجین رو کنار زد و رفت به سمت طبقه ی پایین و هیونجین هم پشت سرش راه افتاد
ویو هیونجین
با ا/ت رفتیم طبقه ی پایین و تا ساعت ۸ همونجا بودیم و بعدش راه افتادیم سمت عمارت توی راه هیچ حرفی بینمون رد و بدل نمیشد و از همون موقعی که ا/ت رفت آرایششو تمدید کنه همش توی فکر بود
ویو ا/ت
داشتم به اتفاق امروز فکر میکردم اون دختره سویون زیادی ذهنمو درگیر کرده بود چرا انقدر راجبم اطلاعات داشت مگه کی بود؟......
از شیشه ی ماشین مشغول نگاه کردن بیرون شدم که گرمی دست هیونجین رو از روی لباس روی رونم حس کردم سریع سرمو چرخوندم و هول شده به هیونجین نگاه کردم که خونسرد داشت رانندگی میکرد و نگاهش به جلو بود
دستشو از روی رونم برداشتم
×چ..چیکار میکنی؟
_نمیتونم دست به بدن همسرم بزنم؟؟
×فکر نکن اگه بهت اجازه دادم برام مارک بزاری یعنی هر غلطی که دلت بخواد میتونی باهام بکنی
هیونجین چشمای عصبیشو برای لحظه ای به ا/ت دوخت
_من همین الان، همینجا، توی همین مکان و توی همین ماشین میتونم تورو به فاک بدم پرنسس پس انقد بلبل زبونی نکن و دستمو پس نزن وگرنه برات بد میشه
از دوباره دستشو گذاشت روی رون ا/ت و به رانندگیش ادامه داد
ادامه دارد🦇........
- ۷.۶k
- ۰۳ فروردین ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط