{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اهوی من

اهوی من
پارت ۶۷

اراد:ارکان مگه نجاتت داد
اهو:بابا میشه بریم خونه پام میسوزه این بچه هم گشنشه
پارسا:باشه بیا بریم
اهو:میشه کمکم کنی راه برم پام خیلی میسوزه

بعد این حرف اهو اراد اهو رو بغل میکنه
اهو:ولم کن بزار زمین منو
اراد:زنمی باید تو شرایط سخت کنارت باشم
اهو:تو برو تو شرایط سخت اون دختره باش نمخوام من

رفتیم خونه ساعت ۲ شب شده بود خیلی خسته بودم
پارسا:با این بچه چیکار کنیم
اهو:میشه پیش من باشه
پارسا:این بچه معلوم نیست مال کیی
غزل:پارسا بزار پیش ما باشه حداقل یک ماه بهمون فرصت بده اگه نتونستیم نگهش داریم برو بده به یکی
اهو:بابایی باشه؟
پارسا:فقط یک ماه

دخترا کلی ذوق میزنن اخه خیلی بچه شیرین بود
اراد:اسمشو چی بزاریم
اهو:انا
پارسا:چر اسم مادرتو میخوای روش بزاری
اهو:اخه خیلی شبیه مامانه

(لوازم هامو جمع کردم از اتاق اراد رفتم تو اتاق پارسا غرق خواب بودم ک دیدم مامانم داره تو اتیش عذاب میکشه از خواب پاشیدم

پارسا:چیشده اهو؟
اهو:خواب مامانو دیدم
پارسا:چی خوابی دیدی
اهو:دیدم مامان تو اتیش داشت عذاب میکشید
داشتم به پارسا میگفتم ک بچه شروع به گریه کردن کرد هرکاری کردم اروم نشد خودمم گریه ام گرفته بود
پارسا:چرا این اروم نمیگیره
غزل:شاید شیر میخواد
پارسا:شیر خشک بهش دادم جیش م عوض کردم اروم نمیگیره

اراد امد تو اتاق
اراد:چرا گریه میکنه انا
پارسا:نمدونم اروم نمیگیره
اراد:خوشگلم بده من بچه رو
اهو:میخوای چیکارش کنی خونشو بخوری ک بمیره
اراد:میگم بده من(داد)
اهو بچه رو داد به اراد
وقتی رفت بغل اراد اروم شد اراد یک لالایی اروم در گوشش میخوند و اون اروم اروم خوابش برد اراد رفت تو اتاقش ک اهو رفت دنبالش اراد در اتاق قفل کرد و فقط اهو اراد تو اتاق موندن......
دیدگاه ها (۹)

اهوی من پارت ۶۸ اهو:در واکن میخوام برم اراد:نه امشب با تو کا...

اهوی من پارت ۶۹ پارسا:یک خونه اینجا اجاره کرده ک میرم اراد د...

اهوی من پارت ۶۶ اهو با دستش همه سرباز هارو کشت با دست دیگش ا...

اهوی من پارت ۶۵ دیدم یک اقایی ماسک مشکی زدبود همه پسرا زد ام...

سال های ماندن پارت دو ویو دازای از روی کرم ریزی و اذیت کردنش...

Plan Aویو تام: اروم رفتم سمتش جوری که منو نبینه دوتا دستاشو...

خوب ترین خوابی که دیدمبیا پایین❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط