# سایه محافظ
# سایه محافظ
## پارت سوم
### غار و زره آهنی
زینب بعد از روستا، راهش را به سمت غارها کج کرد.
غارها تاریک بودند، خنک بودند، و کمی هم ترسناک به نظر میرسیدند.
اما زینب از آن آدمها نبود که با دیدن تاریکی بگوید: «نه، من برمیگردم!»
نه!
او نفس عمیقی کشید و وارد غار شد.
داخل غار، صدای چکهی آب میآمد و نور مشعلهای خیالی انگار در دل سنگها گم شده بود.
زینب با دقت شروع کرد به جستوجو.
چند لحظه بعد، برقِ آهن را دید.
بعد هم طلا!
زینب از خوشحالی چشمهایش برق زد.
گفت:
«آها! پیداتون کردم!»
او آهنها را جمع کرد و بعد از کمی کار و تلاش، برای خودش زره آهنی ساخت.
حالا زینب دیگر فقط یک بچهی کوچکِ جنگلی نبود؛
او داشت کمکم تبدیل میشد به یک ماجراجوی واقعی.
اما طلاها را هم نگه داشت، چون خوب میدانست این طلاها فقط برای قشنگی نیستند.
او شنیده بود که پیکلینها عاشق طلا هستند و اگر چیزی از طلا داشته باشی، شاید به تو کمتر گیر بدهند.
برای همین، با همان طلاهایش یک کلاه طلایی هم برای خودش ساخت.
وقتی کلاه را سرش گذاشت، انگار خودش هم حس کرد حالا دیگر خیلی شیک و آماده شده.
یک لحظه خودش را نگاه کرد و با خنده گفت:
«خب… الان دیگه هم شجاعم، هم خوشتیپ!»
## پارت سوم
### غار و زره آهنی
زینب بعد از روستا، راهش را به سمت غارها کج کرد.
غارها تاریک بودند، خنک بودند، و کمی هم ترسناک به نظر میرسیدند.
اما زینب از آن آدمها نبود که با دیدن تاریکی بگوید: «نه، من برمیگردم!»
نه!
او نفس عمیقی کشید و وارد غار شد.
داخل غار، صدای چکهی آب میآمد و نور مشعلهای خیالی انگار در دل سنگها گم شده بود.
زینب با دقت شروع کرد به جستوجو.
چند لحظه بعد، برقِ آهن را دید.
بعد هم طلا!
زینب از خوشحالی چشمهایش برق زد.
گفت:
«آها! پیداتون کردم!»
او آهنها را جمع کرد و بعد از کمی کار و تلاش، برای خودش زره آهنی ساخت.
حالا زینب دیگر فقط یک بچهی کوچکِ جنگلی نبود؛
او داشت کمکم تبدیل میشد به یک ماجراجوی واقعی.
اما طلاها را هم نگه داشت، چون خوب میدانست این طلاها فقط برای قشنگی نیستند.
او شنیده بود که پیکلینها عاشق طلا هستند و اگر چیزی از طلا داشته باشی، شاید به تو کمتر گیر بدهند.
برای همین، با همان طلاهایش یک کلاه طلایی هم برای خودش ساخت.
وقتی کلاه را سرش گذاشت، انگار خودش هم حس کرد حالا دیگر خیلی شیک و آماده شده.
یک لحظه خودش را نگاه کرد و با خنده گفت:
«خب… الان دیگه هم شجاعم، هم خوشتیپ!»
- ۳۵
- ۲۴ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط