{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

«parte3»

بچه ها سعی کنید شرطارو برسونید. با اینکه شرطارو نرسوندین ولی باز گذاشتم.


"همین جوری بمون"
&: الان که قراره باهم برقصیم میشه اسمتون رو بپرسم؟
؟: بله. من کیم سوک جین هستم

&: آ خوشبختم.

~: وشما؟

&: ا/ت هستم........

جین ویو•
نشسته بودم و با بچه ها حرف میزدم که یهو سه تا دختر وارد شدن. یکیشون خیلی خوشگل بود. احساس میکردم قیافش برام آشناست. یادم اومد همون دختره ی تو فروشگاه بود. خیلی جذاب شده بود. و بدنش من رو تح*ریک میکرد. یهو دوستش رفت آهنگ رو به آهنگ رقص دو نفره تغییر داد. که یهو من و اون دختره افتادیم باهم. اسمشو پرسیدم. گفت که اسمش ا/ته اسمش هم مثل اسم خودش خوشگل بود. وقتی دستش رو گرفتم و رقص رو شروع کردیم یه حس خاصی بهم دست میداد. نمیدونم این حس چی بود آخه تا حالا تجربش نکرده بودم. یهو ا/ت گفت فعلا حوصله رقص رو ندارم. ول کرد و رفت نشست سر میزش.

ا/ت ویو•
داشتیم میرقصیدیم. متوجه شدم قلبم داره میترکه خیلی تند میزددددد. ترسیدم بفهمه. با اینکه رقص باهاش رو دوست داشتم ولی گفتم حوصله رقص رو ندارم. ممکن بود بفهمه. هوففففف از بیخ گوشم رد شدددد.......

☆: وااااااایی دختررررر. تو که باز اومدی نشستیییی.

&: اااااا....... خ..... خسته.. شدم دیگه..... آرههههه.

☆: وایسا. یه صدایی میادد.

&: صدا.... صدای چیی؟
وای نکنه فهمیده که من از جین خوشم میادد.

&: صدای قلب من که نیستت.

☆: وات؟ من که نگفتم صدای قلب تویهه.

☆: وایسا ببینم. چه خبرههههه. از کسی خوشت اومدهههه؟ 😀🫡

&: ن..... نه.... نه.... اصلااااا.

☆: بگودیگههههه. خودم برات جورش میکنمممم.

&: اصلااا مگه امکان دارهههه. من ا/ت از کسی خوشم بیادددد. امکان ندارهههه.

☆: خوب حالاااا. باشه. خودم بالاخره میفهممم.

&: میگم از کسی خوشم نیومدهههه.

☆: باشه باشه. نکوشیمون جومونگگگگگگ.

&: خفهههه شوووو. تا واقعا نزدم بکشمتتتت.

☆: وااای مامانننن. ترسیدممم.
☆؛ میگم میای بریم پیش اون پسرا؟

&: ک.... ک.... کودوما؟

☆: اونا.

ا/ت ویو•
دیدم که به جین و دوستاش اشاره کردددد. واااااایییی حالا چیکار کنمممم. چی بگم بهشششش.

&: نع.

☆: اونقت چرااااا.؟

&:چون من میگم نعععععع.

☆: چراااااا؟

&: چون من بزرگترممممم.

☆: اع ایندوریاستتت؟

&: آره. اینطوریاستت.

☆: اگه به بزرگتری باشه که من بزرگترممم.

&: ف*اک. کلا یادم رفته بودد.

☆: هاهاهاها.
♡☆: بریمممم.

&: مجبور شدم باهاشون برممم.

ا/ت ویو•
رفتیم پیششون نشستیم. آب جو مهمونمون کردن. من که اصلا آب جو و این جور چیزا نمیخوردم. قبول کردم و باهاشون مست کردم... بالاخره رفتیم خونه. البته بچه ها رفتن خونه ی خودشون ولی من رفتم خونه ی جین.
رفتیم رو تخت دراز کشیدیم و...

بچه ها لطفا شرطارو برسونین😀🙂
شرط ها☆
50تا لایک♡
10تا کامنت@
دوستون دارم🫠🤍
دیدگاه ها (۱)

(دلداده)ا/ت: یه بویی میاد سوا:.......ا/ت: غذاممممممممم بغل ک...

دختر تنها________________________________ ویو ا/ت: داشتم با ...

true Love①⑧دست تهیونگ رو گرفته بودم ا/ت: من هنوز باورم نشده ...

رمان :تاوقتی که عاشقت شدم

《برادره ناتنیم》(پارت ۷)ویو ا/تاون مین جو بود کهمین جو: اووو ...

وقتی با اجبار میشی زن دومش پارت ۱ا/ت : از خواب بیدار شدم لبا...

سناریو از مایکی(تومان) درخواستی😘🍒❤️برای کاربر: @maysa_shokoد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط