{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حافظه ام را به چند روایت از دست داده ام

حافظه ام را به چند روایت از دست داده ام
و خنده های دختری که با من
سیبی را از وسط به دو نیم کرده است
چیزی به یادم نمی آورد


ورق می زنی و دختری لبانش را
به اندازه ی یک عمر خندیدن سرخ کرده است
ورق می زنی و صدای هلهله می آید
و جیغ جیغ بچه هایی که نقل و سکه جمع می کنند
که تاج و تور سپید دوست دارند
که پیراهن بلند سپید
و کفش های تق تقی سپید دوست دارند


ورق می زنی
انگشت های تو معجزه می کنند
و به هر لبخندی اشاره کنی بغض می شود


نسبتم را
با تمام عکس های این خانه دور بریز
آنچه فراموش کرده ام را فراموش کن
و دنبال خاطره ای بگرد
بامزه تر از سیبی که اینهمه آدم را خندانده است


بگذار کمی بخندم
پیش از آنکه یادم بیاید
لب هایم را نیز فراموش کرده ام .

از مجموعه ی حرفی بزرگتر از دهان پنجره
لیلا کردبچه
دیدگاه ها (۳)

رو بهش کردم گفتم:عاشقتم و خیلی دوست دارمجواب داد:از کجا مطمئ...

بچه ها به پروفایلم سر بزنید.اﯾﻦ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺭﻭ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ : ...

بوسه‌های خداحافظی تلخ‌اندتلخ،آقای مسؤولِ کنترلِ بلیت!و تلخ‌ت...

در دستم،شاخه گلی به رنگ غروبدر دهانم،پنجاه و سه ترانۀ عاشقان...

The Last Song of the Sea

پارت معرفی

عمارت بلک وود پارت حذف شده

🌿🤍رمان : بین تو و برادرمᒻᒽدرخواستیᒻژانر: عاشقانه • دوست صمی...

🖤 پناه من𝐂𝐡𝐚𝐫𝐚𝐜𝐭𝐞𝐫 𝐈𝐧𝐭𝐫𝐨 | معارفه شخصیت‌ها🖤 لاناسن: ۱۸ سالشغ...

✦ اولین گناه ✦فصل چهارم: دو شکارچی، یک طعمه — قسمت اول---پای...

✦ اولین گناه ✦✧ رمانی از خون، جادو و انتقام ✧❖ شخصیت‌های اصل...

نقد فیلم «بی‌داد» به بهانه‌ی انتشار و ساخت غیرقانونی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط