{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

←←من مرده ام→→ زندگے بہ زنده بودن نیست،

←←من مرده ام→→ زندگے بہ زنده بودن نیست،
بہ نفس کشیدن نیست،
بہ جریان خون و تپش قلب نیست،

من مرده ام...
وقتے شوقے در جانم،
فروغے در چشمهایم،
و نبضے در احساسم نیست..
وقتے فراموش شده ام،
و نہ چشمے انتظارم را مےکشد،
نہ قلبے برایم مےتپد،
نہ در خاطرے زنده ام... ←یقینا مرده ام...→
در اوج غریبے و تنهایے...
و آنقدر آرام و بیصدا،
کہ انگار هرگز متولد نشده ام...
دیدگاه ها (۱۰)

آن قدر بی حوصله بودم که زدم آینه را شکستم چقدر این جا یک نفر...

چقد دلم گریه میخاد میدونم اینو میخونی نمیبخشمت بابت حرف دیشب...

دلم غمگین تر از هر شب، دو چشمم باز بی خواب است..ببار ای آسما...

لعنت به شب کاش هیچوقت برا من شب وجود نداشت متنفرم خداااا

---نه از فراق، که از نزدیکی می‌سوزم. از آن لحظه‌ای که چشمانت...

#تک‌پارتی تک‌پارتی‌جیهوپوقتی‌مافیا‌بودو... باران به شدت به ش...

اوچیها شیسویی

جئون جانگ کوک فرشته ی آرمی هاگلدن مکنه کیوتی عشق من روزت مبا...

یک سال با اژدها

Between Sleep and Breath

ابلیس

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۵لیویا ويو... از آین...

عمارت ریونتا رو اینجوری تصور کنید

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط