رژ قرمز می زد
رژ قرمز می زد
لباس کوتاه می پوشید
موهایش را می بافت تا دم کمرش
عطر فرانسوی می زد
رز سفید لای موهایش می گذاشت
کفش های پاشنه بلند می پوشید
پالتوی ماهوت مشکی
چیزی از قلم نیفتد
آهان
دست کش های چرمی زرشکی
و یک دنیا آرزوهای کوچک دیگر
مادرش صدایش می زد
باید برای همیشه برود
آیینه از دستش افتاد
برای آخرین بار دیوار های خانه ی ویرانشان را بوسید
و از شهری که تمام خاطراتش در آن مدفون شده بود
رفت
دختری که
تا همیشه
از جنگ
بی زار است
لباس کوتاه می پوشید
موهایش را می بافت تا دم کمرش
عطر فرانسوی می زد
رز سفید لای موهایش می گذاشت
کفش های پاشنه بلند می پوشید
پالتوی ماهوت مشکی
چیزی از قلم نیفتد
آهان
دست کش های چرمی زرشکی
و یک دنیا آرزوهای کوچک دیگر
مادرش صدایش می زد
باید برای همیشه برود
آیینه از دستش افتاد
برای آخرین بار دیوار های خانه ی ویرانشان را بوسید
و از شهری که تمام خاطراتش در آن مدفون شده بود
رفت
دختری که
تا همیشه
از جنگ
بی زار است
- ۱.۵k
- ۰۴ اسفند ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۳۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط