{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هرچه کردم نشدم از تو جدا، بدتر شد

هرچه کردم نشدم از تو جدا، بدتر شد
گفته بودم بزنم قید تو را، بدتر شد

مثلا خواستم این بار موقر باشم
و به جای "تو" بگویم که "شما"، بدتر شد

آسمان وقت قرار من و تو ابری بود
تازه، با رفتن تو وضع هوا بدتر شد

چاره دارو و دوا نیست که حال بد من
بی تو با خوردن دارو و دوا بدتر شد

گفته بودی نزنم حرف دلم را به کسی
زده ام حرف دلم را به خدا، بدتر شد

روی فرش دل من جوهری از عشق تو ریخت
آمدم پاک کنم عشق تو را، بدتر شد
دیدگاه ها (۱)

کوچ پرنده ها را دوست ندارممیدانمپرنده ای که کوچ کنددل کندن ر...

حس دختری را دارم که تمام کافه های شهر را دنبال ردی از وجودت ...

فراموشی،فراموشی،فقط فراموشیسرآغاز سعادت آدمی است.سید علی صال...

اوج بگیر در منهوایم را که داشته باشی" جان میدهم "برای دوست د...

روی فرش دلم جوهری از عشق تو ریختآمدم پاک کنمعشق تو بدترشد......

-gambling- -p¹⁰-

ضعف ممنوعه  Forbidden Weaknessp.11  (روایت از زبان جونگ کوک)...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط