{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نامه ای نوشته ام

نامه ای نوشته ام
برایِ کسی که شاید
روزی حوالیِ من
بگوید:
می شود روزگارمان را
با هم تقسیم کنیم؟
نامه اینگونه آغاز می شود:
سلام!
بی مقدمه می گویم:
اگر آمده ای
نقش عاشق پیشه ها را بازی کنی ... نشانیِ کافه سینما را می دهم؛
آنجا بازیگر زیاد برایِ ایفایِ این نقش هست !
یا که چند روزیست
دورت خلوت شده ؟
کسی را می خواهی که وقت بگذرانی
با لحظه هایش ؟
بی شمارند این آدم ها ...
بیا! نشانیِ این آدمها را هم دارم !
خلاصه بگویمت
جاده ی رفتن را اگر بلدی
اگر آمدی تا رفتن بیاموزی
تا کفشِ رفتن به پایت کنی
اینجا هیچ چیز نصیبت نمی شود
اینجا همه چیز بودن است
اگر آمدی ...
باید چشمانت
دستانت
گواهِ بودنت باشند
ساده بگویمت
باید حوصله کنی؛
گذشته از روزهایی که
بی هیچ ترسی؛ با همه ی بودنم
عاشقی می کردم
گذشته
دیدگاه ها (۱)

#نامه‌های_بهشتی🔸شهید ساعتیان سه نامه برای فرزندش نوشته؛ و تو...

P : 9

پارت ۵ حسنا ی لحظه غمگین شد که قراره خانوادش و ( محنا ) رو ا...

سلامممم😅میخام ی ماجرای باحال تعریف کنم؛از کارای بابای من...🤭...

مقدمهدر شهری که ثروت، قدرت می‌خرید و نام خانوادگی می‌توانست ...

علامت ا/ت:○ علامت دیگران:_ #سکوت_سرخ_پارت_دوازدهم بعد از ا...

پارت ۲۹ |جونگ‌کوک هنوز به عکس خیره شده بود.آریانا آرام گفت:ـ...

پارت ۵ | غریبه‌ی آشناآراد آرام از پله‌ها بالا رفت.هلیا پشت س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط