تغییر دهنده مسیرم..

- در کنارش بودن..تجربه جدید بود. ما .. باهم لحظه های ناراحت کننده و شیرین زیادی داشتیم. در کنار هم اسیب دیدم و در کنار هم پیشرفت کردیم. ولی، توی تمام اینا.. یه چیز برامون ثابت‌ بود. عشقمون..که با و جود تمام فراز و نشیب ها ، باعث شد در همه حال در کنار هم باشیم.

زمزمه ها شدت گرفت.
بعضی ها‌ کلماتی غرق در محبت داشتن..
بعضی ها کلماتی پر از نفرت و کینه.
ولی.. مگه اهمیت داشت؟
اونا تا اینجا رسیده بودن. و قطعا قرار نبود برای مانع بزرگ بعدی..دست همو رها کنن.

- از همه انجین ها ممنونم و متاسفم. ممنونم اگه تا این لحظه در کنارم بودین و بعد از این هم.. در کنارمون هستین. و متاسفم، اگه اون اون چیزی که میخواستن نبودم.

نگاهی به استف انداخت.
و انگار چیزی بین نگاه ها رد و بدل شد.
طولی نکشید که در حین حرف های سونگهون شخصی شونه ات رو لمس کرد.
- شما باید خانم دایون باشین.
- بله..
- لطفا همراه من بیاین.

..
- در نهایت..

قدم لرزونی به جلو برداشت.
نور استاديوم روی اون منعکس شد. لرزش بدت و دست هاش قابل مشاهده بود.
نگاهی به سونگهون که دست هاش رو به سمتش دراز کرده انداخت. لحظه ای تردید و بعد.
دست های مسر رو محکم فشار داد. پسر در برابر ش زانو زد و با نگاه عاشقانه.. کلماتش رو زمزمه کرد.

- تغییر دهنده زندگی من، میشه همونطور که تا الان به عنوان دوست دخترم در کنارم بودی..به عنوان همسر تا آخرین دقایق زندگیم در کنارم باشی؟

دست لزونش رو به لب هاش رسوند.
قطرات اشک با شتاب از چشم هاش فرود می اومد. سری تکون داد و با صدای بلند..

- تا ابد در کنارتم..

The end.

#درخواستی
#انهایپن
#تکپارتی
#سناریو

#scenario
#TAKparty
#ENHYPEN
دیدگاه ها (۱)

part: 1 صدای زنگوله طلایی مغازه طنین اندازه محیط شد. لبخند د...

part: 2- بلاخره انتخواب کردین؟- بله . اینو میخوام.- اوه..ولی...

تغییر دهنده مسیرم..

°•بیشتر تلاش کنم !°• ممنون برای نوشیدنی.- منم ممنونم.تعظیم ...

از نفرت تا عشق

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط