تغییر دهنده مسیرم..

" I can feel my heart racing, it’s so hard to keep cool.."


موزیک شروع شد و اعضا شروع به خوندن آهنگ ' Loose ' کردن. صدای جیغ و داد انجین های کنسرت توی محیط اکو میشد و دختر هم جزوی از اونها بود.

" Yeah, loose"
"Loose"
"Loose."

در آخر.. پارت نیکی پایان دهنده آخرین موزیک زیبا کنسرت بود. صدای اعضا و جیک و داد انجین که که اسم تک تک اعضا رو فریاد می‌زد به زیبایی نوز مهتاب .. توی محیط اکو میشد.
توی جمعیت عظیم نگاهش به چهره خسته و و البته خندان فردی قفل بود.
"پارک سونگهون"
پسر با لبخند زیباش میکروفن رو توی دست هاش گرفته بود و همراه اعضا با انجین ها صحبت می‌کرد.
دختر خنده آرومی سر داد و با عشق به چهره پسرک خسته اش نگاه کرد.

- انجیننن!!

فریاد سونگهون اشتیاق و استرس رو توی وجودش ریشه داد. نا خود آگاه دست هاش شروع به لرزش کرد و لبخندش لرزید.
وقتش بود. زمانی که سونگهون بهش قول داده بود. وقتش بود تا پرده ها رو کنار بزنن و حیقیت رو به جامعه در حال تماشا بگن.

- راستش..امروز..میخواستم یه اعترافی کنم.

حرف سونگهون مساوی فریاد های جمعی سالن بود.
زمزمه های مختلفی اطرافش شکل گرفت.
ولی در تمام چهره ها.. یک چیز مشترک بود.
انتظار و هیجان.

- تقریبا دوسال پیش بود..دو سال پیش توی همچین روزی.. و دقیقا توی این استادیوم.

قلبش شروع به تپش کرد.
تاریخ دقیق اون روز.. روزی کا سرنوشتش تغییر کرد.

- من.. اونو دیدم. بین همه جمعیت..اونم درست مثل بعضی از شما ها ، برای دیدن من اومده بود.
راستش.. هیچ وقت فک نمی کردم..یه روز یه نگاه ساده بتونه مسیر قلب و روحم رو عوض کنه..

قطره اشکی از گونه ات چکید.
کل استادیوم توی سکوت فرو رفت. اعضا با لبخند و محبت به سونگهون نگاه میکردن.
لبخند روی لب های سونگهون.. صداقتی بود که حرف هاش رو تایید می‌کرد.
دیدگاه ها (۰)

تغییر دهنده مسیرم..

part: 1 صدای زنگوله طلایی مغازه طنین اندازه محیط شد. لبخند د...

°•بیشتر تلاش کنم !°• ممنون برای نوشیدنی.- منم ممنونم.تعظیم ...

3:01صبح‌‌..لعنت بهش..چطور تونست..چرا همچین جایی به خواب رفته...

سایه های عشق

《 ازدواج نافرجام 》⁦(⁠๑⁠˙⁠❥⁠˙⁠๑⁠)⁩ پارت 111 ⁦(⁠๑⁠˙⁠❥⁠˙⁠๑⁠)⁩ای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط